تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة البدعة والتحرف 154

مساهمون:

صالبدعة والتحرف ١٥٤
نرفتن اكتفاء كرد بلكه بايد حقيقتى و راى اين طلبيد و مقاماتى فوق اينرا خواستار شد و سير روحيات و معنويات ديگر كرد ، از اين قبيل گفته‌هاى عوام‌فريبانه پس ايشان در صحت طريقه فقهاء شكى ندارند ولى بزعم خود طالب مقامات بالاترى هستند ، اما در طريقه اهل عرفان و تصوف مدعى صحت و حقانيتش و آنكه داراى چنان آثار و مقامات مىباشد فقط خود ايشانند و پس ، پس صحت طريقهء ايشان بادعا است ، و صحت طريقه فقهاء بتسليم هر دو است . بعلاوه آنكه اهل اين طريقه يعنى طريقه فقهاء مضافا باينكه آن طريقه را تصحيح نميكنند ، بلكه باطل ميدانند ، معتقدش را هم تكفير و تفسيق و سالكش را مستحق آتش و از رحمت خدا دور ميدانند ، و اگر تو بگوئى همه فقهاء به اين شدت و غلظت نيستند ، زيرا كه مىبينيم بعضى را كه چندان اهميت بموضوع نميدهند و در تكفير و تفسيقشان تأمل دارند ، خواهيم گفت اولا از فقهاء خالص كامل كسى نيست كه تأمل كند در تكفير و تفسيق ايشان و آنكه ايشان با ساير فرق مخالفين اهل نارند ، مگر آنكه فقيه تام كامل نباشد يا اگر باشد خالص نباشد ، يعنى ذهنش مشوب و آلوه بخرافات ايشان باشد ، يا آنكه از همان فرقه باشد و بمسلك فقهاء تظاهر كند . و اگر بفرض محال فرض شود كه فقيه كامل خالصى يافت شود و در تكفير و تفسيق ايشان و اهل آتش بودن ايشان تأمل كند باز هم چندان مهم نيست زيرا كه كافيست شهادت اخبار و حكم بسيارى از فقهاء ، اگر چه از همه نباشد ، زيرا كه قول شخص متامل در مقام هر دعوى و مخاصمه بىاعتبار است ، چه آنكه او خالى از اين دو نيست يا تأمل محض دارد