تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة البدعة والتحرف 150

مساهمون:

صالبدعة والتحرف ١٥٠
چنين نيستند تمام استناد و اتكال ايشان يا بكشف و شهود خود و يا بارائه عشق خود و يا بگفتهء پيران تصوف كه آنها را بزرگان ميشمارند مىباشد
( مذهب عاشق ز مذهبها جداست )
آنچه در كتب ايشان ميبينى از استشهاد باخبار يا از ائمه و يا از حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم همه‌اش از باب تطبيق است نه استناد . و اين تطبيق هم در كتب متأخرين يافت مىشود نه در كتب قدماء صوفيه را چنانچه پيش گفتيم عقيده بدين و مذهب نيست تا بوى استناد كنند و آنچه از تاريخ تصوف معلوم مىشود كه همه متصوفه معترف به آن هستند و قبلا هم اشاره بوى شد از كلام جامى ، اينست ، كه تصوف تا زمان ذو النون مصرى گفته‌هاى درهم‌وبرهمى بود ذو النون آنها را منقح كرد و آن گفته ها مدون نبود جنيد آنها را منظم ساخت و باب‌باب كرده كتاب ساخت و گفته‌اند كه پس از جنيد در قرن ديگر اشخاصى پيدا شدند كه تصوف را با شرع تطبيق كردند يعنى استشهاد باخبار و آيات نيز كردند از جمله محمّد غزالى و ابو القاسم قشيرى و شهاب الدين سهروردى و ابو نصر عبد اللّه بن على سراج و مميت الدين عربى و بعد از ايشان ملاى رومى و يافعى و ديگران كم‌كم اين تطبيق شايع شد و رواج گرفت و لذا است كه اولين را به امام ملقب ساخته‌اند ميگويند الامام الغزالى الامام القشيرى الامام شهاب الدين السهروردى الامام السراج الامام مميت الدين الامام اليافعى چون اين جماعت بطوريكه پيش گذشت همه اهل سنت بودند و در نزد اهل سنت كسى را امام ميدانند و ملقب به امام ميكنند كه مؤسس فنى و يا متبكر فنى و يا مكمل فنى باشد و از اينجهت مالك و ابو حنيفه و شافعى و احمد حنبل و سفيان ثورى را امام مذهب ميدانند و بخارى و مسلم ، و
البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة البدعة والتحرف 150 | الشيخ محمد جواد الخراساني