پرش به محتوای اصلی

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحه البدعة والتحرف 146

پدیدآورندگان:

صالبدعة والتحرف ۱۴۶
بعد مردم را دعوت كنيد ، عامى بگمانش با اين حرفها ميتواند از زير بار حق فرار كند و در ميدان خود سرى و خودخواهى راه پائى باز كند و بگمانش كه اين گفته‌ها براى او حجت و سند مىشود و وجه عذرى مىشود ، هيهات هيهات ، اينها حجت نيست بل سولت لكم انفسكم امرا ، بلكه : الشيطان سول لهم ، اينها تسويلات يعنى ساختگىهاى نفس و شيطان است . اى عامى بيچاره جواب تو از همهء اين گفته‌ها يك كلمه است و آن اين است كه از تو سؤال ميكنم چه مذهبى دارى ؟ خواهى گفت شيعه ، باز ميپرسم شيعه يعنى چه ؟ خواهى گفت يعنى پيرو امام عليه السّلام خواهم گفت همين جا حجت بر تو تمام شد ترا چكار باينكه فلان چه ميگويد و فلان چه ميگويد يا فلان هم منبريست و فلان هم نيز منبريست يا فلانهم اهل محراب است ، فلان هم اهل محراب است ، مگر ما گفته‌ايم صوفى منبرى ندارد يا محرابى ندارد يا به صورت اهل تقوى و ورع ندارد يا گفته‌ايم لباس ايشان غير لباس روحانى اسلام است يا ما ملتزم هستيم كه با هر منافق بجنگيم و با عدم قدرت آنها را از لباس روحانيت بيرون كنيم و لباس مخصوص براى ايشان بسازيم تا تو آنها را به لباس بشناسى يا ما بايد هر فرقهء مخالف خود را از يهود و نصارى و غيرهم و حنفى و مالكى و شافعى و غير هم اول آنها را با خودمان موافق كنيم بعد ترا دعوت كنيم ، آرى اين گفته درمورديست كه اختلافى در حكم يا مسأله‌اى بين علماء واقع شود ، در اينجا جا دارد كه بگوئى از كدام يك بشنوم و از كدام يك قبول كنم چون هر دو اهل يك مذهب و يك طايفه‌اند پس ناچارى از قبول كردن هر كدام كه باشد معذالك در اينجا هم امام عليه السّلام راه حلى قرار داده نه در مثل مورد كه قياس بى جا