Skip to main content

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — Page البدعة والتحرف 121

Contributors:

P.البدعة والتحرف 121
جاهل و نادان نزد ايشان دانشمند محسوب مىشود ( از بسكه جهالت ايشانرا فرا گرفته ناچار اندك علمى كه در كسى بيايند در نظرشان بزرك ميآيد و او را دانا ميپندارند ) هر حيله باز و مكار نزد ايشان درويش بى آزار شمرده مىشود تميز نميدهند بين مرد صاف و خالص و اهل ريب و نفاق و نميشناسند گرگ را از ميش ( از آنجهت كه خود خالص نيستند يا در پى خلوص و راه اخلاص نيستند تميز بين خالص و غش‌دار نميدهند ، و از آنجهت كه خود گر كند يا از كورى و كرى تميز گرك از ميش يعنى دشمن و گمراه كننده از رهنماى خيرخواه نميدهند ) علماى ايشان بدان خلق خدايند بر روى زمين از آنجهت كه ميل بفلسفه و تصوف مينمايند ( يا در وضع و حركات يا در مجاهده و رياضيات يا در روش و كردار يا در سخن و گفتار يا در نظم و اشعار يا در عقائد و آراء يا در ختوم و اذكار ) قسم به خدا كه اين علماء از جهت ميلشان بفلسفه و تصوف از اهل عدوان و تحرفند ( يعنى از آنانند كه با ما دشمنانند و منحرف از راه دين و ايمانند ) مبالغه مى كنند در دوستى مخالفين ما يعنى نسبت بصوفيه كه از مخالفين مايند اظهار دوستى مينمايند از ايشان مدح ميكنند و گمراه ميكنند شيعيان و دوستان ما را ، پس اگر بمنصبى برسند سير نميشوند از رشوه ، و اگر وا بمانند از منصب و رياست عبادت خدا كنند بر ريا و آگاه باش كه ايشان دزدان و رهزنان مؤمنينند و تبليغ كننده و دعوت كننده بطريقه ملحدينند ، پس هر كس كه درك كند اين گونه از علماء را بايد كه از ايشان حذر كند بعد فرمود اى ابو هاشم اينست آنچه حديث كرد مرا پدرم از پدران خود از جعفر بن محمّد ، اين از اسرار ما است پنهان بدار او را مگر از اهلش ، محل شاهد در اينحديث از قول حضرت ، علمائهم شرار خلق اللّه