مگر براى فريفتن و مغرور ساختن مردم و تقليل غذا نميكنند يعنى كم نميخورند مگر براى پر كردن قدحهاى بزرك و ربودن دلهاى احمقان با مردم سخن ميگويند با دم زدن از محبت و عشق و در چاه ميافكنند ايشان را با ناز و كرشمهها ، ورد ايشان در مقام عبادت رقص و صفير است ، و ذكر ايشان زمزمههاى طربانگيز و غنا است ، پس پيروى نميكند ايشانرا جز سفيهان و عقيدهمند نميشود بايشان جز احمقان ، پس هر كس بديدن ايشان برود چه زندهء ايشان و چه مردهء ايشان يعنى زيارت قبورشان كند پس چنان باشد كه به زيارت شيطان و بتپرستان رفته ، و كسى كه اعانت و كمك كند يكى از ايشان را چنان باشد كه اعانت و كمك كرده يزيد و معاويه و ابى سفيان را ، پس مردى از اصحاب عرض كرد ، اگرچه معترف به حق شما باشد ( يعنى اين طعنها و نهى از زيارت و اعانت براى هر صوفى است يا آنان كه معترف به حق شما نباشند ، چنانچه اين تخيل و توهم براى بعضى هم شده بلكه امروز اين فرق و تفكيك را رسما در مغزها جا دادهاند بطوريكه نميشود از مغزها بيرون كرد ) چون حضرت اين كلمه را شنيد نظرى غضبناك بوى افكند و فرمود بنه اين كلمه را و بينداز اين گفته را از خود كسى كه معترف به حق ما باشد براهى كه عقوق ما يعنى جفاى ماست نميرود ، آيا نميدانى كه ايشان پستترين طوائف صوفيهاند « 1 » و صوفيه همهشان از مخالفين مايند و طريقهء ايشان مغاير و مباين با طريقهء ما است ، صوفيه نيستند جز نصارى و مجوس اين امت ، ايشانند كه جد
پاورقی
( 1 ) ملاحظه كن كه حضرت اينان را كه اهل عشق و ترنم و اهل ذكر بودند پستترين طوائف صوفيه شمرده بر خلاف امروزيها كه آنها را بزرگترين طوائف صوفيه بلكه اهل حق هم ميشمارند .