3 - از شيخ مفيد از حسين بن سعيد قال سئلت ابو الحسن عليه السّلام الرضا عن الصوفيه فقال لا يقول بالتصوف احد الالخدعة او ضلالة او حماقة و اما من سمى نفسه صوفيا للتقيه فلا اثم عليه ، و بروايت ديگر اضافه فرمود و علامته ان يكتفى بالتسمية و لا يقول بشىء من عقائدهم . ترجمه : قائل نميشود بتصوف احدى مگر به قصد فريب دادن خلق يا آنكه گمراه شده باشد و يا از حماقت ، اما كسى كه خود را از جهت تقيه صوفى بنامد پس بر او معصيتى نيست و علامت تقيه آنست كه اكتفا به صرف اسم كند و به هيچ چيز از عقايد باطلهء ايشان قائل نباشد .
تذكر : ذكر تقيه در اين حديث شريف نه مراد تقيهء از صوفيان است اگرچه اخبار تقيه عام است نسبت بهر تقيهاى بلكه مراد ، تقيه از سلطان است ، چه آنكه صوفيان را در آن هنگام بلكه در غير آن زمان نيز ، چنين سيطرهاى نبوده كه كسى از ايشان تقيه كند و از جهت تقيه نام صوفى بر خود نهد و اگر فرض شود كه چنين سيطرهاى براى ايشان در يك وقتى باشد يا در محلى باشد كه بايد از ايشان تقيه كرد تنها اكتفاى باسم لازم نيست بلكه بر اين فرض بهر اندازه كه تقيه مقتضى شود بايد عمل كرد حتى بآداب و رسوم ايشان و گفتار ايشان مانند اهل سنت و هر كس كه سزاوار تقيه از او باشد و لكن اين حديث اشاره دارد به آنچه از طى گفته هاى سابق ظاهر مىشود كه خلفاى بنى العباس صوفيه را برانگيختند تا در مقابل ائمه ( ع ) دكانى باز كرده باشند و آنچه ائمه داشتند ايشان هم براى خود ادعا كنند دم از زهد و كرامت بزنند و اعمال شاقه كنند تا باولياء اللّه و اهل اللّه معروف شوند تا مردم را از پيروى اهل البيت سوق دهند بنابراين چون صوفيان با خلفاء پيوند بودند و روابط سرى با ايشان داشتند
البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة البدعة والتحرف 114
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
صالبدعة والتحرف ١١٤