بيدل و امثال ذلك ) و تأويل كنند گفتههاى ايشانرا ( چنانچه ميكنند ، ميگويند : مرادشان از شراب و مى ، بادهء عشق و ولايت و توحيد است ، و مرادشان از فلانفلان است و از فلانفلان است علماء مقصود آنان را نفهميدهاند ) آگاه باشيد هر كس ميل كند بسوى ايشان ( يا بتشبه كردن خود بايشان و يا ملقب ساختن خود بلقبهاى ايشان و يا بتأويل كردن گفته هاى ايشان ) پس او از ما نيست و ما از او برى و بيزاز هستيم و كسى كه انكار كند ايشانرا ورد كند برايشان مانند كسى باشد كه در برابر پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم با كفار بجنگد ، اين حديث شريف بعلاوهء شهادت بر مقصود اشاره بسه امر نيز دارد اول آنكه در سؤال را وى ( قد ظهر فى هذا الزمان ) اشاره دارد به آنچه پيش گفتيم كه ابتداى پيدايش تصوف بر حسب تواريخ در اواخر قرن اول و اوائل قرن دوم بوده چه آنكه ظهور بمعنى آشكار است يعنى جماعتى در اين زمان آشكار شدند و معلوم است كه هر بدعتى را از به دو حدوثش تا زمان آشكاريش مدتى بايد پس زمزمهء تصوف لا محالة از زمان حضرت باقر عليه السّلام سبق گرفته تا آنزمان كه آشكار شدند ، دوم آنكه حضرت فرمود ( سيكون اقوام ) الخ ) اشاره دارد به آنچه پيش گفته شد كه در زمان ائمه ( ع ) يكنفر از شيعه صوفى نبوده و حضرت اخبار فرمود كه بعد از اين مدعيان تشيع و محبت نيز بديشان خواهند گرويد و تمايل پيدا خواهند كرد سوم آنكه اين گفتهء حضرت ( و يتشبهون بهم ) الخ ) اشاره دارد بدانچه پيش گفته شد كه بعضى صوفى نيستند ولى صوفى مابند يعنى متشبه بصوفيانند در گفتار و كردار و روش و ختومات و ادعيه و افسون و منتر و در حركات و مجالس و تأويلات و تشبه بالقاب و از اين حديث شريف معلوم شد كه صوفىمآبها نيز در حكم صوفيانند .
البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة البدعة والتحرف 113
مساهمون: الشيخ محمد جواد الخراساني
صالبدعة والتحرف ١١٣