تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة البدعة والتحرف 94

مساهمون:

صالبدعة والتحرف ٩٤
فرض شود كه از اول سنى بودند و صوفى و بعد شيعه شدند ولى صوفيت خود را از دست ندادند پس آنها مانند آن باشد كه گبرى مسلمان شود و اظهار اسلام كند ولى آئين گبريت را از دست ندهد او مسلمان نخواهد بود همچنين ايشان شيعه نخواهند بود و اگر فرض شود كه شيعه بودند و با تشيع صوفى شدند پس آنها هم مانند آنها كه در زمان ائمه ( ع ) اول از اصحاب بودند و بعد مردود شدند بعلاوه در ضمن شرح خرقه معلوم شد كه اينها بر فرض تصديق تشيع از ايشان اثنى عشريه نيستند اگرچه هر دوازده امام را بگويند زيرا كه از حضرت جواد عليه السّلام ببعد قائل بولايت ايشان نيستند ولايت را مخصوص معروف كرخى ميدانند قسمت شريعت را مخصوص آن چهار امام ( ع ) پس امامت فى الحقيقة براى معروف و جانشينهاى معروف است نه براى آن چهار امام ، زيرا حكمفرمائى و فرمانفرمائى و اولى بكم من انفسكم كه از شئون ولايت است نه از شئون شريعت بزعم ايشان خاصه معروف است پس آن چهار امام ( ع ) بايد مطيع و منقاد معروف كرخى و سرى سقطى و جنيد بغدادى باشند پس بر فرض كه ادعاى تشيع ايشان تصديق شود ، مانند زيديه و فطحيه و واقفيه خواهند بود نه اثنى عشريه .

تحولات تصوف

چون شرح تصوف خاتمه يافت اكنون بمختصرى از تحولات تصوف نيز اشاره كنيم . بدانكه تصوف در اين قرون متماديه در اثر شيادهائى كه در هر عصر و دوره پيدا ميشدند تحولاتى پيدا كرده شعبه‌هاى زيادى به خود يافته كه هر يك