تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة البدعة والتحرف 91

مساهمون:

صالبدعة والتحرف ٩١
چگونه شد كه از اينهمه كفرها و زندقه‌ها خوددارى نكردند و تقيه نكردند تا آنكه منصور بر دار رفت فقط از ذكر على و اظهار تشيع تقيه كردند . بعلاوه ادعاى تقيه اگر نسبت به يكنفر يا دو نفر در يك دوره بود قابل تصديق بود ولى ادعاى تقيه در مدت شش قرن يا هفت قرن در همهء رؤسا و مشايخ و صاحب حوزه و حلقه و مرجع خاص و عام از اين گروه باور كردنى نيست بلى بندرت اتفاق افتاد كه بعضى ين و مذهب خود پنهان كنند و بمذهب و دين ديگران درآيند تا آنها را تفتين كنند و اين عمل اختصاص به شيعه يا سنى ندارد بلكه در همهء اديان و مذاهب يافت شود ولى كسانى هم كه بندرت از اين قبيل يافت شوند و اين عمل كنند از جهت اعمال مذهب و كيش خود و ابطال و افساد مذهب و كيش ديگران كنند چنانچه پولس كه اول كسى بود كه اين عمل كرد ، بر كيش يهود بود داخل در مسيحين شد كم‌كم كيش خود را بر آنها تحميل كرد و دين ايشان را از مسيحيت به نصرانيت تبديل كرد آيا اين گروه كه بزعم قاضى در پنهان شيعه بودند در مدت هفت قرن چه عملى در صوفيه انجام دادند جز آنكه تقويت صوفيت كردند و تصوف را تكميل كردند ديگر چه كردند آيا يك نفر را بتشيع برگرداندند يا از تصوف چيزى كم كردند يا مردم را بآئين تشيع برگرداندند بلى هر كدام كه آمد كراماتى و مقاماتى براى خلفا و پيروان ايشان اضافه كردند و در رؤيا و كشف ديدند و آنها را در نظر عوام بزرگ كردند . آرى ما منكر شدت تقيه نيستيم كه جناب قاضى چند حكايت براى شدت تقيه ذكر مىكند و مؤيد تقيه كردن آنها قرار ميدهد ولى در عين شدت