تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة البدعة والتحرف 92

مساهمون:

صالبدعة والتحرف ٩٢
تقيه باز هم ميبينيم كه تعداد اصحاب حضرت صادق عليه السّلام چهار هزار مىشود باز هم مىبينيم چهار صد كتاب از رجال شيعه تنها مستند كتاب كافى شده باز هم مىبينيم علماى شيعه در هر عصر و زمان متظاهر و مفتى و مصنف كتاب و باحث از دراية و رجال و داعى و مبلغ و مناظر و مجادل بودند محاجه‌هاى شيخ مفيد با علماى عامه كتابى است ، علامه مجلسى احتجاجات علماء را ضبط فرموده و با احتجاجات ائمه ( ع ) كتاب الاحتجاجات قرار داده يكى از مجلدات بحار الانوار است چگونه اين شدت تقيه براى همين اشخاص بوده آن هم باندازه‌ايكه جرئت اظهار نداشتند ، هيهات هيهات دونه خرط القتاد . بلكه اين بزرگترين خطاهاى قاضى نور اللّه است كه بگفتهء سيد نوربخش صوفى مغرور شده و از فطرت سليمهء خود دست برداشته و اين نيست جز از تعصب و الا قاضى نور اللّه مردى است سليم الفطرة لكن تعصب مرضى است مهلك ، هر چيز كه به حد افراط افتد عاقبت بمهالك سوء اندازد قاضى نور ش از كتبش معلوم مىشود كه عصبيت مفرطى در تشيع داشته و عاقبت هم در همين راه كشته گرديد « 1 » .
هامش
( 1 ) حاصل انكه آنچه تحريك عصبيت قاضى نور اللّه نموده كه تشيع را نسبت بسلاسل صوفيه داده بجز نقشبنديه دو چيز است يكى ادعاى تقيه از سيد نوربخش كه او را مغرور كرده ديگرى بستن خرقه را به حضرت رضا ( ع ) و امير المؤمنين ( ع ) نه برا بيبكر و هر دو نسبت غلط و بىمدرك است در اين اعتراض و تخطئهء قاضى نور اللّه و افسردگى خاطر از فلتات قلم ايشان ما تنها نيستيم بلكه علماى شيعهء خالص نيز اعتراض بر وى دارند صاحب مقامع و صاحب روضات ايشانرا شيعه تراش ناميده‌اند بهتر از همه صاحب تحفة الاخيار مولانا محمد طاهر قمى شيخ اجازهء مولانا مجلسى كه معاصر با جناب قاضى بوده پس بقيه در صفحه بعد