پرش به محتوای اصلی

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحه البدعة والتحرف 90

پدیدآورندگان:

صالبدعة والتحرف ۹۰
معترف است ظهور تشيع در ميان سلاسل متصوفه در اين اواخر شد .

اعتماد و اتكاى قاضى نور اللّه

در نسبت تشيع بصوفيه قبل و نسبت تقيه مبنى بر ادعاى نوربخش است نهايت آنكه او ميگويد كه قبلا هم شيعه بوده‌اند و تقيه ميكردند از اظهار ، مستندش هم كلام سيد نوربخش است كه معاصر نعمت اللّه سر سلسلهء نعمتى ها است چون او ادعا كرده كه مشايخ قبل هم شيعه بودند و اظهار نميكردند ، و اين بسيار حرف پوچى است جز براى اينكه سيد نوربخش خواسته عده‌اى از شيعه را به خود مريد كند چيزى ديگر نيست مؤيد اين اينست كه سيد نوربخش بر سلطان خروج كرد درويش را بر جهاد برانگيخت در آنوقت چون وقتى بود كه در ايران تشيع بر تسنن غلبه داشت يا مساوى بود چون ميخواست شيعه را هم با خود همدست كند و چون صوفيت او معلوم بود و حلقهء ارشاد داشت مريدانش همه درويش بودند و چون در نظر شيعه معروف بود كه سلسلهء تصوف همه سنى هستند بر او اعتراض كردند او مدعى شد كه اسلاف او همه شيعه بوده‌اند و لكن از تقيه اظهار نميكردند عوام بيچاره ديگر در مقابل اين نسبت عاجز ماندند . نميدانم قاضى نور اللّه چرا خود را عوام كرده عوام نتوانستند جواب بگويند تو چرا عاجز ماندهء كه ادعاى صوفى را تصديق ميكنى چرا نميگوئى چگونه شد كه اينهمه علماى شيعه تقيه نكردند كتابهاى حديث و اخبار و كتب فتوى و كتب فقه از همه بالاتر كتابهاى حديث و اخبار و كتب فتوى و كتب فقه از همه بالار كتابهاى رجال كه متضمن است بر قدح و طعن نوشتند ، تقيه براى ايشان نبود فقط تقيه براى يكمشت ياوه گوى مهمل باف بدعت‌گذار بوده .