تخطي إلى المحتوى الرئيسي

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى) — صفحة البدعة والتحرف 88

مساهمون:

صالبدعة والتحرف ٨٨
پس بايد گفت جناب قاضى شما كه خود را شيعه ميدانيد اگر مسلك و عقايد اين جماعت را حق ميدانيد پس ثابت كنيد كه با چه اصلى از اصول شيعه اين مسلك وفق ميدهد و اين اعمال و روش و عقايد مستند بچه كتابى از كتب شيعه است مگر آنكه بگوئيد موافق است با اصل الطرق الى اللّه بعدد انفاس الخلايق كه متخذ از فلاسفه و صوفيه است .

وجه منع تشيع از صوفيه

و اما تشيع ايشان - شيعه كه بمعنى پيرو ائمه اطهار ( ع ) و لزوم طريقت ايشان و اعراض از طريق مخالفين ايشان و اجتناب از هر بدعت و ادعا است كجا بر اين جماعت تطبيق مىكند گو آنكه اظهار اعتراف بامامت داشته باشند ، با آنكه براى خود نيز اثبات ولايت كليه ميكنند كجا وفق ميدهد بر فرض كه در اشعارشان مدح بسيار و مبالغه در مدح از امير المؤمنين عليه السّلام كنند اين براى آنست كه چون ولايت را براى خود قائلند و او را هم سر دفتر ولايت ميگمارند ، نه از جهت آنكه او را مولا و خود را بندهء مطيع و فرمان‌گذار او ميدانند ، چنانچه شيوه شيعه است ، شيعه آنست كه ائمه ( ع ) را موالى و خود را بنده و مطيع ايشان بداند نه آنكه بر فرض آنها را موالى و خود را هم مولى بداند ، اگر مدح تنها و تجليل و بزرك بقيه از صفحه قبل انصاف تدبر كنيد اين نسبت‌ها فضيحت‌آور است اين تكثير از شيعه كه ايشان منظور داشت مبدل به تحقير كرديد اينست كه فرموده‌اند تعصب باطل است ايضا از جمله فسادهائيكه اين تعصب بار آورد اينستكه تاكنون ما بگفته‌ها و نقل‌هاى احاديث اين جماعت بر اهل سنت احتجاج ميگرديم ولى اكنون ديگر نميتوانيم زيرا كه ما آنها را از خود ميدانيم پس چگونه قول ايشان و نقل ايشان براى مخالف حجت خواهد بود .