معمول نباشد چون فعل مضارع با دو نون و بعضى از اسماء مبنيه كه مبنى هستند معمول هم مىشوند و اين را شرحى است كه در محل خود بيايد انشاءاللَّه .
اجمالٌ :
اعرابهاى سه قسم كلمه
رفع و نصب مشترك است بين اسم و فعل و جرّ تنها مختص است به اسم و جزم مختص به فعل است .
تفصيلٌ :
چون دانستى كه كدام يك از سه قسم كلمه اعراب بر او داخل شود و كدام نشود و نيز دانستى اعراب چهار است حال بايد دانست كه هر يك از اين چهارتا در هر يك از اسم و فعل پيدا نشود ، بلكه دوتاى از اينها كه رفع و نصب است هم در اسم باشد و هم در فعل چون « حَسَنٌ » و « حَسَناً » و در فعل چون « يَضْرِبُ » و « تَضْرِبُ » و دو تاى ديگر يكى مختص به اسم است و آن جر است .
و يكى ديگر جزم است كه مخصوص بهفعل است و در اسم هيچ پيدا نشود و عامل جزم هم بر اسم داخل نشود .
اجمالٌ :
بحث منصرف و غير منصرف
اسم يا منصرف است يا غير منصرف .
تفصيلٌ :
چون تقسم اعراب دانسته شد و معلوم شد كه كلمه كه قبول اعراب كند او را مُعرب گويند حال گوييم اسمى كه معرب است بر دو قسم است يعنى اين تقسيم مخصوص اسم است و او يا منصرف است يا غير منصرف . منصرف يعنى صرف شده و قابل تغيير و در اين علم صرف را اصطلاح خاص و يك تغيير