نهم : نجات دادن از دشمن و از مهالك و امثال ذلك .
دهم : به شرف ملاقات او نائل شدن .
و آن امور را گاهى به وسيلهء اعوان خود انجام مىدهد و گاهى به دست خود . آن هم نوعا و غالبا بهنحو نهانى و گاه هم بهنحو عيانى كه خود را ظاهر سازد در حين انجام . اين هم باز نوعا غالبا بهنحو ناشناس بهطورىكه بعد مىفهمند آن حضرت بوده و بسيار كم اتفاق افتد كه او را بشناسد و اين امور را ممكن است گاهى براى دشمن خود يا ظالم و ستمگرى نيز انجام دهد از جهت مصلحت ، مثل اينكه اسباب هدايت او شود يا سبب تخفيف ظلم او شود بر دوستانش .
اما ملاقات آن حضرت در اثر توسل بهنحو ناشناس بسيار است و با شناسايى بسيار كم و كم شنيده شده كه آن حضرت خود را معرفى كند ، اشخاصى كه به خدمت آن حضرت رسيدهاند بسيارند به كتب مبسوطه مراجعه شود .
و معلوم است كه اشخاصى كه به خدمت رسيدهاند منحصر به همانها كه يادداشت كردهاند نيست ، زيراكه هركس به اين فيض رسيده خود را معرفى نكرده و داعى بر اظهار نداشته يا اگر معرفى كرده و جمعى هم مطلع شدهاند به نويسندگان نرسيده كه نام او و قصّهء او را درج كنند .
سؤال : آيا امام عليه السّلام را در عصر غيبت مىشود ديد با اينكه در حديث نفى شده ؟
جواب : مقتضاى غيبت و بناى غيبت بر اين است كه ديده نشود و گرنه غيبت نمىكرد ، ولى نه اينكه بايد ديده نشود يا ممكن نيست كه ديده شود .
حديثى كه در نفى مشاهده است همان حديث توقيع است كه براى على بن محمد سمرى صادر شد و مفاد او چنانكه گذشت آن است كه ظهور نخواهد بود مگر با صيحهء آسمانى و خروج سفيانى ، نه اينكه رؤيت نخواهد بود و فرمود : هركس ادعاى مشاهده