حضرت صادق عليه السّلام فرمود : « او منتظرى است كه مردم در ولادت او شك كنند ، بعضى بگويند : پدر او بىعقب از دنيا رفته و بعضى بگويند : مرده و اين همه از جهت آن است كه خداوند دوست دارد كه خلق خود را امتحان كند » . « 1 »
حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام فرمود : « ناچار است براى صاحب امر از غيبتى تا اين كه برگردند از او بعضى كسانى كه قائل به او بودهاند و اين امتحانى است كه خداوند خلق خود را به آن امتحان مىنمايد . » « 2 »
امتحان از دو وجه است :
يكى : از جهت خود امام عليه السّلام كه خلق با غيبت او ، با او چگونه رفتار مىكنند و به او ايمان مىآورند يا نه ؟ نظير اينكه انبياء و اوصياء خود را به فقر مانند اكثر انبياء يا به مرض مانند ايوب يا به كورى مانند يعقوب و شعيب يا به انواع بلاهاى ديگر مبتلا نمود تا معلوم شود كه مردم به شخص او چه رفتارى مىكنند .
دوم : از جهت وظايف و تكاليف خود كه در حال غيبت ولى چگونه انجام وظايف مىكنند و آيا بر ايمان و اعمال مانند حضورش ثابت هستند يا خير ؟
علت دوم : تمييز و تمحيص ( جداشدن و خالصشدن )
مقصود جدا شدن پاك از ناپاك است و مؤمن از غير مؤمن و خالص از منافق و اهل خدا و اين امرى است كه همواره مشيت حق در اين بشر به وى تعلق گرفته ، در قرآن فرموده :
وَ لِيُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ يَمْحَقَ الْكافِرِينَ
. « 3 »
« تا اينكه خداوند خالص كند كسانى را كه ايمان آوردهاند و نابود كند كافرين را » .
ايضا همان سوره :
ما كانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلى ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ
. « 4 »
هامش
( 1 ) - كمال الدين 2 / 342 ح 24 ؛ اصول كافى 1 / 384 .
( 2 ) - علل الشرايع 224 ح 4 ؛ كمال الدين 2 / 359 ح 1 .
( 3 ) - آل عمران 141 .
( 4 ) - آل عمران 179 .