و گردش در روز و خوراك درشت و لباس خشن مانند امير المؤمنين عليه السّلام و الّا پس آتش است ، اما چون اكنون از ما گرفته شده ما مىخوريم و مىآشاميم ، آيا هيچ ديدهاى ظلم و ستمى را خداوند نعمت قرار دهد مانند اين ( يعنى اگر ما از جهتى مظلوم شدهايم و حق ما غصب شده ، اما از جهت ديگر راحت هستيم زيراكه تكليف نداريم و با عدم امارت و حكومت ، بر ما تشديدى نيست در امر زندگى ) » . « 1 »
و نيز ابو بصير از آن حضرت روايت كرده كه فرمود : « چه عجله مىكنند يا مىكنيد به خروج قائم عليه السّلام به خدا قسم كه لباس او نيست مگر درشت و طعام او نيست مگر ( نان ) جو و غذاى خشن ، و نيست جز شمشير و مردن در زير سايهء شمشير ( يعنى براى شما ) » . « 2 »
و نيز يك نفر از اصحاب گفت : « در خانه حضرت صادق عليه السّلام بودم خانه پر بود از مردم و هركس از آن حضرت سؤالى مىكرد ، جواب مىشنيد ، ناگاه مرا گريه گرفت و از گوشهء خانه صدايم بلند شد » .
فرمود : « چرا گريه مىكنى ؟ » عرض كردم : « فداى تو شوم چگونه گريه نكنم ؟ آيا در اين امت كسى مانند تو هست و با اين وصف ؟ در بر روى تو بسته و پرده از ترس آويخته » .
فرمود : « گريه مكن ما اكنون بيشتر غذاهاى طيب و خوب را مىخوريم و لباس نرم مىپوشيم و اگر آنكه تو مىگويى و آرزو مىنمايى بشود نخواهد بود مگر خوراك درشت و لباس خشن مانند امير المؤمنين عليه السّلام و الّا اگر غير آن باشد ، درآويختن با غل و زنجيرهاى آتشين است » . « 3 »
حضرت رضا عليه السّلام فرمود : « شما امروز آزادتر و آسوده خيالتريد از آن روز » .
معمّر بن خلاد عرض كرد : « چگونه ؟ » فرمود : « اگر قائم خروج كند نخواهد بود جز عرق ريختن و خون بسته افكندن ، آن روز قرار مردم بر پشت زين است و لباس قائم نخواهد بود جز درشت و طعام او نخواهد بود جز خشن » . « 4 »
هامش
( 1 ) - غيبت نعمانى 193 .
( 2 ) - بحار 52 / 359 ح 127 .
( 3 ) - غيبت نعمانى 193 .
( 4 ) - بحار 52 / 358 ح 126 .