فرمود : « جبرئيل براى او مىآورد » . « 1 »
و نيز فرمود : « رايت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم را جبرئيل در روز بدر آورد ، به خدا قسم كه او نه پنبه است و نه كتان و نه ابريشم .
عبد اللّه بن سنان عرض كرد : پس از چيست ؟ فرمود : برگ بهشت است ، پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم او را روز بدر باز كرد و بعد او را پيچيد و به دست على داد ، پس همواره در نزد على بود تا روز جنگ بصره پس او را باز كرد و خداوند به او فتح داد ، سپس او را پيچيد و اكنون او در نزد ماست احدى او را باز نمىكند تا اينكه قائم عليه السّلام قيام كند و چون او قيام كند ، او را باز كند ، پس نماند در مشرق و مغرب احدى مگر اينكه او را ببيند و رعب از پيش و راست و چپ او مسير يك ماه راه حركت كند .
پس فرمود : او خروج مىكند در حالتى كه داغديده و غضبناك است براى غضب خداوند بر اين خلق و بر اوست پيراهن پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم كه در روز احد پوشيده بود و عمامهء سحاب و زره بلند او و شمشير ذوالفقار ، پس شمشير را برهنه كند و بر دوش گذارد و هشت ماه درهم و برهم بكشد » . « 2 »
( آن حضرت را به جز اين رايت رايتهاى زرد و سفيد هست ) و در روايتى از صدوق در رايت مهدى نوشته است : البيعة للّه « 3 » و در روايت ديگر : الرّفعة للّه . « 4 » و در « اثبات الهداة » از فضل بن شاذان در رايت مهدى صلّى اللّه عليه و إله و سلم است : اسمعوا و اطيعوا . « 5 »
حركت به سوى سهله و مسجد آن
امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : « گويا مىبينم او را كه از وادى السلام عبور كرده و رو به سهله مىرود ، بر اسبى كه دست و پاى او سفيد است سوار است و كاكلى دارد كه درخشنده است و او دعا مىخواند و در دعاى خود مىگويد :
هامش
( 1 ) - كمال الدين 2 / 672 ح 23 .
( 2 ) - غيبت نعمانى 209 .
( 3 ) - منتخب الاثر 393 ح 1 .
( 4 ) - همان 393 ح 2 .
( 5 ) - اثباة الهداة 3 / 582 ح 769 .