بيست و سوم ماه رمضان باشد ، آن هم بسيار بعيد الاتفاق است كه نوروز در بيست و سوم آن هم جمعه ، و اگر ظهور پيش از آن در روز غير معين باشد چندان لطفى ندارد تعيين وقت به وقت مجهول .
پس بهترين حمل حديث معلّى بر فرض صحّت و اعتبار اين است كه گفته شود :
مراد اين است كه نوروز اين نيست كه اعاجم براى خود ساختهاند ، يا نوروز ما اهل بيت اين نيست ، بلكه نوروز ما آن روزى است كه قائم ما ظاهر شد آن روزى است كه دجّال را بكشند و همچنين در سائر فقرات ، نه اينكه مراد اين است كه قائم ما در روز نوروز عجم ظاهر خواهد شد ، آن هم نوروزى كه اصل ثابت ندارد ، آن هم اين نوروز سلطانى كه بعد ساخته شده .
مقدمات و دلائل رخصت خداوند به ظهور
سه چيز است : ظهور - قيام - خروج .
ظهور ، حركت او است از محل غيبت ، قيام آمدن او است براى گرفتن بيعت ، خروج خارج شدن او است براى دعوت و انتقام ، گاهى ظهور بر قيام و خروج نيز اطلاق مىشود .
امير المؤمنين عليه السّلام از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم فرمود : « مهدى از ما اهل بيت است ، خداوند ، امر او را در يك شب اصلاح مىكند » . « 1 »
حضرت صادق عليه السّلام در آيه :
فَإِذا نُقِرَ فِي النَّاقُورِ . . .
« 2 » فرمود : « از ما است امامى كه مستتر خواهد شد ، پس هرگاه خداوند عز و جل اراده كند اظهار امر او را ، در قلب او بيندازد پس ظاهر شود » . « 3 »
و از امير المؤمنين عليه السّلام از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم فرمود : « هرگاه وقت خروج او برسد او را
هامش
( 1 ) - ينابيع المودّة 2 / 182 ح 125 ؛ بحار 52 / 280 ح 7 .
( 2 ) - مدثر 8 .
( 3 ) - اصول كافى 1 / 385 ؛ بحار 52 / 284 ح 11 .