اگر مراد از او ، سيد حسنى باشد پس از اين حديث معلوم مىشود كه او غير خراسانى است و پيش از خراسانى به كوفه خواهد آمد و اگر غير او مراد باشد ، پس قابل انطباق است هم بر گيلانى و هم بر مردى از اولاد جعفر ، كه بعدا ذكر مىشود .
و اما خطبهء امير المؤمنين عليه السّلام در بصره فرمود : « خروج مىكند حسنى صاحب طبرستان با جمع بسيارى از سواره و پياده ، تا اينكه نيشابور را فتح مىكند و دروازههاى او را قسمت كند ، پس به اصفهان آيد و سپس به قم آيد و به بين او و بين اهل قم جنگ عظيمى واقع شود كه خلق زياد كشته شوند ، پس اهل قم هزيمت كنند ، آنگاه حسنى اموال ايشان را غارت كند و زنان و اولاد ايشان را اسير كند و خانههاى ايشان را خراب كند ، پس اهل قم به كوهى آن را « وردهار » گويند پناهنده شوند . پس حسنى چهل روز در شهر قم زيست كند و بيست تن از ايشان را بكشد و دو تن به دار آويزد و از آنجا كوچ كند » . « 1 »
ظاهر است كه مراد از او دولت علويهاى بود كه در طبرستان تشكيل داده شد سه تن از آنان حسنى بودند ، آنان صاحب داعيه بودند و به خود دعوت مىكردند ، ساحت اين حسنى با فضل و كمالش از اين اعمال برى است .
بالجمله از اخبار بهطور جزم نام حسنى و محل خروج او معلوم نمىشود ، آن قدرى كه معلوم است آن است كه از ايران است و اتباع او هم از ديالمهاند و چنان ظاهر مىشود كه بيشتر سادات باشند .
22 - خروج گيلانى و احتمال انطباق او بر حسنى
امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : « و قيام كند قائمى از ما در گيلان ، پس اجابت كند او را ابر و ديلم . « 2 » ( ابر قريهاى است در استرآباد ) » .
در « الزام الناصب » از « اربعين ميرلوحى » مفصلتر ذكر كرده فرمود : « قيام كند از ما قائمى در گيلان و آن مشرقى ( كه از چين و ملتان آمده ) كمك دهد او را در دفع شيعه
هامش
( 1 ) - بحار 60 / 215 ح 36 .
( 2 ) - بحار 52 / 236 ح 104 .