4 و 5 - رايت بنى العباس و مروانى
از چند خبر استفاده مىشود كه دولت بنى العباس تجديد خواهد شد ، اگرچه بعضى از آنها قابل حمل است بر آن تجديدى كه در مصر صورت گرفت ، اما بعضى ديگر غير قابل حمل است . زيراكه انقراض ايشان را به دست خراسانى و سفيانى معين كرده ، حسن بن ابراهيم به حضرت رضا عليه السّلام عرض كرد : « مردم حديث مىكنند كه چون سفيانى خروج كند سلطنت بنى العباس رفته باشد .
فرمود : دروغ مىگويند سفيانى خروج كند و سلطنت ايشان برپا باشد » . « 1 »
حضرت باقر عليه السّلام فرمود : « خراسانى و سفيانى بر ايشان خروج كند اين از مشرق و آن از مغرب مانند دو اسب مسابقه و بر يكديگر به سوى كوفه سبقت گيرند اين از آنجا و آن از آنجا ، تا اينكه هلاكت ايشان بر دست آن دو شود ، آگاه باشيد كه خراسانى و سفيانى احدى از ايشان را باقى نخواهند گذاشت » . « 2 »
از اين حديث معلوم مىشود كه دولت ايشان در عراق خواهد بود .
امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : « علامت آخر ملك بنى فلان كشته شدن نفس حرام است در بلد حرام به دست قومى از قريش ، قسم به آن كس كه دانه را مىشكافد و بنده را مىآفريند كه پس از آن ملكى براى ايشان نيست مگر پانزده شب » . « 3 »
اين حديث دو احتمال دارد : ممكن است راجع باشد به انقراض دولت اول ايشان و مراد از كشته شدن نفس حرام همان باشد كه در وقايع گذشته راجع به بنى العباس ذكر شد و ممكن است راجع به دولت آخر ايشان باشد و مقصود از نفس حرام ، نفس زكيه باشد كه او را ما بين ركن و مقام مىكشند در ماه ذيحجّه .
بنابراين : پس انقراض دولت آخر ايشان در اواخر ذيحجّه خواهد بود ، و اما انقراض اولشان بعد از عاشورا خواهد بود ، زيراكه لشكر هلاكو روز عاشورا وارد بغداد شدند .
و اما مروانى ، حضرت رضا عليه السّلام فرمود : « پيش از اين امر سفيانى و مروانى و شعيب
هامش
( 1 ) - بحار 52 / 251 ح 139 .
( 2 ) - بحار 52 / 232 ح 96 ؛ غيبت نعمانى 173 .
( 3 ) - الزام الناصب 2 / 128 ؛ غيبت نعمانى 173 .