علنى و هتك أعراض و قتل نفوس شايع ، جز منكرات در همهء صفحات چيز ديگر مشاهده نمىشود .
از طرف ديگر چون نظر به نوع بشر مىكنيم ، مىبينيم جز عدهء قليل انگشتشمار همه حيارى و سكارى ، برخى از باب جستجوى دين و حقيقت در چاه ويل افتاده كه به همين وجه راه خلاصى ندارند و برخى ديگر عنان را از خود گسيخته ، تابع هوا و شهوات گشته به رأى خود ديندارى و به هواى خود خداپرستى مىكنند !
هرگز وجدان ايمانى و عقل سليم ربّانى نمىپذيرد كه دنيا براى هميشه بر همين وضع و روش باشد ، يا نعوذ باللّه خداوند اين دنيا و اين بشر را براى همين منظور آفريده باشد و جز همين روش چيزى ديگر از ايشان نخواهد .
بلكه اين عقل و وجدان به مقتضاى نظر در حكمت سبحان حكم مىكند كه بايد خلقت غير اين باشد و غرض و غايت خلقت غير اين باشد و آن بندگى و ستايش و پرستش است ، چنانكه اين آيه :
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ
« 1 » نيز اين حكم فطرى و اين نظر فكرى را تأييد مىكند و همچنين به مقتضاى عدالت ذات احديّت حكم مىكند كه اين هرج و مرج و فتنه و فساد و ظلم و جور هم نبايد دائمى و ابدى باشد ، بلكه بايد روزى باشد كه صفحهء زمين از اين لوثها پاك گردد ، اگرچه به مقتضاى امتحان و مهلت ؛ چنانكه در پيش گذشت ، چند روزى از وى چشمپوشى و هركس به خود واگذاشته شود تا هركس از قالب خرد بيرون آيد و هرچه در باطن او نهان است بيرون دهد .
مؤيّد اين حكم نيز اين آيه است :
فَأَوْحى إِلَيْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِكَنَّ الظَّالِمِينَ وَ لَنُسْكِنَنَّكُمُ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِهِمْ ذلِكَ لِمَنْ خافَ مَقامِي وَ خافَ وَعِيدِ
« 2 »
« پس خداوند به پيامبران وحى فرمود كه : هرآينه ستمكاران را هلاك خواهم ساخت البته ، و هرآينه شما را در زمين سكونت خواهم داد بعد از ايشان ، اين براى كسى است كه از مقام من و از وعدههاى من بترسد » .
هامش
( 1 ) - الذاريات 56 .
( 2 ) - ابراهيم 13 و 14 .