وضع علم و روحانيت
علم برداشته شود و جهل آشكار گردد .
علماء بميرند و كم شوند .
دنيا را بالاى سر و علم را زير پا نهند .
علم دين را براى غير خدا بياموزند .
فقه و علم دين را براى غير دين بياموزند .
علماء را نشناسند مگر به جامهء نيك .
بر علماء قدح و ملامت كنند .
عالم نزد مردم پست و فاسق مكرّم باشد .
صاحبان آيات و احاديث را تحقير كنند و كسى كه ايشان را دوست دارد حقير شمارند .
علماء را بكشند چنانكه دزدان را مىكشند .
از علماء فرار كنند چنانكه گوسفند از گرگ فرار مىكند ، پس هرگاه چنين كنند خداوند ايشان را به سه چيز مبتلا كند :
اول : بركت را از اموال ايشان بردارد . دوم : سلطان جائر بر ايشان مسلط كند . سوم : از دنيا بىايمان بروند .
وضع علماى سوء و رفتارشان و رفتار اهل منبر
فقهاى هدايت ، كم و فقهاى ضلالت و خيانت بسيار .
فقيه ، فقه را براى غير دين فراگيرد و مطلوب او رياست است .
فقهاشان فتوى دهند به آنچه بخواهند .
علماشان بر طمع و كمى ورع باشند .
علماء بر در خانهء ستمگران رونده باشند .
علماى ايشان بدترين خلق خدايند .