دانسته است .
14 . سورهء جمعه : بنا بر قولي كه خلاف اجماع مفسرين وروايات ترتيب است ، اين سوره مكي دانسته شده است . ولى قايل آن مجهول است .
15 . سورهء تغابن : به ابن عباس نسبت داده شده است كه أو اين سوره را مكي دانسته است . البتة اين قول بر خلاف روايات منقول از ابن عباس است .
16 . سورهء ملك : برخى اين سوره را مدنى دانستهاند ، كه بر خلاف اتفاق رأى علماست .
17 . سورهء انسان : عبد اللّه بن زبير وبرخى كه غالبا منكر فضايل أهل بيت عليهم السّلام هستند ، اين سوره را مكي شمردهاند ، تا سبب نزول آن را در واقعهء اطعام أهل بيت عليهم السّلام به مسكين ويتيم وأسير انكار كنند . سيد قطب نيز به استناد سياق سوره آن را مكي دانسته است . ولى حافظ حسكانى مىگويد : « برخى از نواصب براي انكار فضيلت أهل بيت عليهم السّلام گفتهاند : اتفاق مفسرين بر آن است كه اين سوره مكي است . در جواب بايد گفت : چگونه دعوى اتفاق مىكنند در حالي كه بيشتر علما آن را مدنى شمردهاند » . « 1 » علّامه طبرسى تحقيقى لطيف دربارهء مدنى بودن اين سوره دارد . « 2 » عمدهترين دليل ، روايات سلف است كه جملگى اتفاق دارند كه اين سوره مدنى است .
18 . سورهء مطفّفين : يعقوبي مىگويد : « اين سوره اولين سورهاى است كه در مدينه نازل شد . وبرخى نزول آن را در بين راه مكة ومدينه دانستهاند » . ولى روايات ترتيب بالاتفاق آن را آخرين سورهء مكي شمرده است .
19 . سورهء أعلى : برخى اين سوره را مدنى شمردهاند ، به دليل آيهء
« قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى ، وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى »
« 3 » كه دربارهء نماز عيد نازل شده است . ولى اشاره به نماز در اين آية جنبهء عمومى دارد ومنافاتى ندارد كه برخى روايات آية را بر نماز عيد هم تطبيق داده باشند .
20 . سورهء ليل : برخى اين سوره را به دليل رواياتى كه در شأن نزول سوره آمده ،
هامش
( 1 ) شواهد التنزيل ؛ ص 315 - 310 .
( 2 ) تفسير طبرسى ؛ ج 10 ، ص 405 .
( 3 ) أعلى 78 : 14 و 15 .