رواج مىيابد و زرتشت گسترانندهء اين آيين از حمايت گشتاسپ نيز برخوردار است .
پس از زرتشت ، سه پسر آيندهء او كه موعودهاى نجاتبخش آخر الزمان در آيين مزديسنا هستند و با نام عمومى سوشيانس خوانده مىشوند ، به ترتيب : هوشيدر در آغاز هزارهء يازدهم ، هوشيدرماه در آغاز هزارهء دوازدهم و سوشيانس در پايان هزارهء دوازدهم ظهور مىكنند . ايشان مىآيند تا ادامهدهندهء راه زرتشت ، زدايندهء پيرايهها از دين او و پالايندهء جهان از فساد و تباهى و سرانجام منجيان مردمان و برپاكننده رستاخيز مردگان باشند :
« . . . در اين سه هزاره هوشيدر و هوشيدرماه و سوشيانس كه جداجدا در سر هر هزاره از ايشان يكى آيد و همهء كارهاى جهان را بازآرايد و پيمانشكنان و بتپرستان را در كشور بزند ، آنگاه آن بدكار ( - اهريمن ) چنين قويتر مىشد كه رستاخيز و تن پسين كردن ممكن نبود » . 1
بنابر نوشتههاى پهلوى و چنانكه گذشت در پايان هر هزاره از آخرين دوره از عمر جهان ، يكى از پسران زردشت همچون رهايىبخشى براى يارى رساندن به دين بهى و شكست اهريمن و يارانش پديدار مىگردد . اندكى پيش از ظهور اولين منجى يعنى هوشيدر ، دو نجاتبخش ديگر كه بنابر متون زرتشتى از جاودانان و بىمرگان 2 هستند ، قيام مىكنند و زمينه را براى ظهور و آمدن هوشيدر آماده مىسازند . اين دو يكى بهرام ورجاوند 3 و ديگرى پشيوتن يا پشوتن 4 است كه بنابر متون موجود هريك نقش ويژه و رسالتى خاص برعهده دارند و با سختكوشى و فداكارى كليه آشوبها و نابسامانىهاى برهمزنندهء آرامش و آسايش مزديسنان را فرو مىنشانند .
« . . . آن هنگام ، از سوى كابلستان يكى آيد كه به دو فرّه از دودهء بغان است و ( او را ) كىبهرام خوانند . همهء مردم با او باز شوند و به هندوستان و نيز روم و تركستان ، همهسويى ، پادشايى كند ، همه بد گروشان را بردارد ، دين زردشت را برپا دارد .
كس به هيچ گروشى پيدا نتواند آمدن . به همان سرزمين پشيوتن گشتاسپان از سوى كنگدژ 5 آيد ، با يكصد و پنجاه مرد پرهيزگار ، و آن بتكده را كه زادگاه ايشان بود ، بكند و آتش بهرام 6 را بهجاى آن بنشاند . دين را همه درست فرمايد و برپا دارد » . 7
در پايان هزارهء دهم و اندكى پيش از ظهور هوشيدر ، پشوتن يا چهروميان پسر شاه گشتاسب كه بنابر روايات خود يكى از بىمرگان و نجاتبخشان است ، جهت ترويج ، بازسازى و برپا داشتن آيينهاى دينى قيام مىكند و رهبرى مؤمنان را به دست مىگيرد . وى به همراه يكصد و پنجاه شاگرد گزيدهاش - مردان پرهيزگارى كه جامهء سمور سياه پوشيدهاند - از كنگدژ
سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى) — صفحة 34
مساهمون: سيد حسن آصف آگاه
ص٣٤