موعود در دين زرتشت
بشر از هنگام آشنايى با مقولهء دين و ديندارى و زندگى در جامعهء دينى و در برابر برخورد با آفات و بلاياى طبيعى از يكسو و ظلموستم و بيداد حاكمان و جباران ستمگر از ديگرسو ، همواره چشم انتظار موعود و نجاتبخشى اصلاحگر بوده تا شايد جامعهاى آرمانى بسازد كه در آن ماه و خورشيد و فلك بر مدار خويش ، بىهيچ آفت و گزندى در گردش بوده ، و مردمان در زير سايهء چتر حمايتى حاكمان راستين و درستكار در كمال نيكى ، آرامش و خوشبختى ، و بدون هيچ تبعيض و ظلموستمى زندگانى كنند . اين موعود كه در دين زرتشتى « سوشيانس » خوانده مىشود ، به صورتى همان كالكى هندوان ( دهمين تجلى ويشنو ) ، بوداى پنجم بوداييان ، ماشيح يهوديان ، مسيح مسيحيان و حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف مسلمانان است . البته چنين انديشهاى تنها مختص اين اديان نيست ، چنين رواياتى در اشكال مختلف از قصص مذهبى گرفته تا اساطير و افسانهها ، بلكه در ميان اكثر اقوام و ملل متمدن و غيرمتمدن جهان و حتى قبايل بدوى وجود داشته است ؛ مثلا در ميان سرخپوستان امريكاى ميانى ، آزتكها از كتسال كواتل
) ltaoC lazteuQ (
و تولتكها از سه آكاتل توپيلتسين
) niztlipoT ltacA eC (
و ماياها از كوكولكان
) naclukuK (
در اساطير خويش ياد مىكنند ، كه احتمالا منشأ هرسه يكى است .
ايشان بر اين باور بودند كه اين شخصيتهاى اسطورهاى ، كه تدريجا به مقام خدايى ارتقا