پنجم سلطنت او بايستى مطابق با سال 333 تاريخ ساسانيان بوده باشد . چون 260 سال فاصلهء ميان اردشير و اسكندر و 258 سال فاصلهء ميان اسكندر و زردشت را بر آن بيفزاييم ، عدد 333 + 260 + 258 851 سال به دست مىآيد كه همان عدد سالهايى است كه از هزارهء چهارم ( دهم ) عمر جهان گذشته بود » .
و نيز نگاه كنيد به همان ، ص 562 - 563 تعليقات ؛ و يادداشتهاى 2 و 4 كه پس از اين مىآيد .
شرح
( 2 ) . نولدكه در توضيح اين مطلب مىنويسد : « مسيحيان سوريه معمولا تاريخ وقايع را از روى تاريخ سلوكى حساب مىكنند ؛ ايشان اين تاريخ را تاريخ اسكندرى مىدانند . سال 523 سلوكى مطابق مىشود با سال 12 - 211 مسيحى ؛ اما اين تاريخ درست نيست و جلوتر از زمان حدوث واقعه است . صحيح روايت آگاثياس است ( 24 / 4 ) ؛ او از قول يك راوى سريانى تاريخ حادثه را سال 538 اسكندرى - 227 - 226 مسيحى آورده است .
مقصود از مجوس در كتب عربى معمولا بهطور كلى ايرانيان پيرو دين قديم است ( نه فقط علماى دينى ايشان ) .
اين مطلب كه ايرانيان فاصلهء ميان اسكندر و غلبهء اردشير را فقط 266 سال مىدانستند از مآخذ متعدد معلوم مىشود » ( تاريخ ايرانيان و عربها ، پيشين ، ص 51 ، يادداشت 1 ) ؛ كليما نيز در توضيح اين مطلب آورده : « اين خبر كه اردشير 523 سال پس از فتح بابل توسط اسكندر قيام كرد ، صحيح نيست زيرا اسكندر اين شهر را اندكى پس از نبرد گوگامل تسخير نمود ، يعنى در اكتبر يا نوامبر سال 331 قبل از ميلاد . اردشير بايد از سال 193 ميلادى راه پيشرفت خود را آغاز كرده باشد . گزارش ميرخواند مبنى بر اينكه اردشير دوازده سال قبل از درگذشت آخرين پادشاه اشكانى قيام كرده ، بيشتر محتمل است . ظاهرا « ديوكاسيوسsuisaco ? iD» نيز اين خبر را تأييد كرده است » ( همان ، ص 155 ، يادداشت 3 ) .
( 3 ) . ر . ك : تاريخ ايرانيان و عربها ، پيشين ، ص 41 .
( 4 ) . چنانكه در يادداشت 2 توضيح داده شد ، منظور از تاريخ اسكندر در متون شرقى همان تاريخ سلوكى است . بنابراين منظور از 523 پس از اسكندر در واقع سال 212 - 211 ميلادى ( طبق محاسبهء سريانى - مقدونى ) و يا سال 213 - 212 ميلادى ( طبق محاسبهء كلدانى ) است ( ر . ك : آثار الباقيه ، چاپ زاخائو ، ص 28 ) . علت اين اختلاف محاسبه آن است كه نيمهء اول سال كلدانى مطابق مىشود با نيمهء دوم همان سال در تقويم سريانى - مقدونى . بنابراين روىهمرفته نمىتوان به نتيجهء روشنى رسيد كه موبدان پايان هزارهء زرتشت را در چه سالى انتظار داشتهاند . اما اوتاكر كليما ( همان ، ص 153 ) اين محاسبات ايرانيان را اينطور توجيه مىنمايد : « نخستين سال « تاريخ اردشير » ممكن است مطابق با پانصد و بيست و سومين سال تاريخ سلوكى بوده باشد ، زيرا همانطور كه مىدانيم اردشير قبل از آنكه بر اردوان اشكانى فايق گردد ( سال 224 ميلادى ) ، مدتها با همسايگان خود در فارس جنگهاى متعددى داشته است . آخرين سال سلطنت اردشير به احتمال قوى سال 552 سلوكى ( مطابق 241 / 240 ميلادى ) بوده است . اگر پايان « هزارهء زرتشت » بنابر اعتقادات عاميانهء مردم ايران قرار بوده است در اين دورهء زمانى ( - عهد سلطنت اردشير ) اتفاق بيفتد ، پس نتيجه مىشود كه اين هزاره در بين سالهاى 789 تا 760 قبل از ميلاد آغاز گشته بوده است . اما با دگرگونىاى كه اردشير به وجود آورد ، وضع به شرح زير تغيير كرد :
فاصلهء زمانى بين زرتشت تا اسكندر : 477 سال
فاصلهء زمانى بين اسكندر تا اردشير : 266 سال
فاصلهء زمانى آغاز سلطنت ساسانيان تا پايان هزارهء زرتشت : 257 سال