دانشمندان و نويسندگان ايران مشرقى گويا در اين كار پيشگام بوده ، و پيشتر و بيشتر بدين كار دستيازيدهاند ، و علت اين كار پرروشن است آنها كتابها و آثار علمى خود را به زبان عربى مىنگاشتهاند تا با وضع موجود روز همگام باشند . و بپارسى ترجمه يا تاليف مىكردهاند تا با آرمان ملى فرزندان سامان خذاه ( سامانيان ) همآهنگ گرديده ، و با پادشاهان خراسان ، فرمانروايان ، مهتران ، سروران و تودهء مردم ايرانشهر دمساز باشند . و همهء مردم از كارشان بهرهور گردند .
چنانك ابو ريحان بيرونى خوارزمى ( از مردم ماوراء النهر خراسان ) كتاب :
« التفهيم فى صناعة التنجيم » را در سال 420 ه . نخست به عربى نگاشته و سبب به همين اسباب و علل آن را بپارسى ترجمه كرده است ، و هماكنون هر دو نسخهء عربى و پارسى چاپ و در دسترس همگان مىباشد .
مسعودى غزنوى نيز كتاب : « كفاية النجوم » را بهر دو زبان نوشته است .
و استخرى ( اصطخرى ) فارسى كتاب : « مسالك الممالك » خود را به دو زبان پارسى و تازى نگاشته است ، و اينك نسخههاى مخطوط و چاپى هر دو زبان موجود و در دسترس است .
سيد اسماعيل جرجانى ( گرگانى ) پزشك نامدار ايران كتاب بزرگ خود :
« ذخيرهء خوارزمشاهى » را در خوارزم بپارسى نوشت و سپس چون به نيشابور بازگشت ، آن را به زبان عربى ترجمه كرد .
و شهرزورى كتاب : « تاريخ الحكماى » خود را به دو زبان عربى و پارسى نوشت .
و سهروردى كتاب « هياكل النور » را به عربى نوشت و سپس آن را خود بپارسى ترجمه كرد كه اكنون مخطوطات هر دو زبان موجود است .
گروهى از نويسندگان دانشمند ايران شرقى نيز آثار خود را در آن سرزمين تنها به زبان پارسى نوشتهاند ، مانند نويسندهء كتاب : حدود العالم من المغرب الى المشرق .
دانش پزشكى ( علم طب )
در ( سدهء دوم تا سوم ) فرهنگ و مدنيت اسلامى بكوشش ايرانيان پيدايش يافته و بنياد نهاده شده ، دانش پزشكى كه برگى زرين از كتاب عمومى فرهنگ مىباشد نيز بر دست ايرانيان و به نيروى خرد و انديشه و هنر بزرگان پزشكان ايران بنيادى نوين يافت . دانش پزشكى در آغاز پيدايش جويبارى بود كه از سرچشمه بزرگ دانشگاه جنديشاپور بسوى بغداد روان شده و هم به همت و كوشش ايرانيان گسترش و تكامل يافت .