تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب التنوير (فارسى) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦

ط

طاع

گويا متن مغلوط است و درست آن صاع مىباشد كه نام كيل مشهورى است به زبان تازى معادل چهار من .

طباهه

طباهه و طباهج معرب ( تباهه ) و ( تابهء ) پارسى مىباشد و طباهه گوشت سرخ كرده در روغن را در تابه ( اكنون ماهىتابه ) گويند .

طرفه

« نقطهء خونى است سرخ ، يا خون كهن و مرده و سياه رنگ كه از يكى از رگهائى كه در چشم در اثر وارد شدن ضربه پاره شده است و يا هر سبب ديگر كه موجب پاره شدن رگها مىگردد ، مانند : امتلاء ، ورم ، و مانند آنها . . . » قانون ابن سينا .

طرش

در لغت تازى كرى اندك را طرش و تمام ( همه ) كر را اصم گويند . فيروزآبادى گمان كرده است كه شايد پارسى باشد وى مىگويد : « الطرش : اهون الصمم او هومولد . . . » قاموس المحيط

طسو

معرب « تسو » مىباشد ، و تسو و تاس بپارسى بمعنى : بهره ، بخش و قسمت است .
كتاب التنوير (فارسى) — صفحة 116 | محمد كاظم المحمودي / حسن بن نوح القمري البخاري / سيد محمد كاظم امام