شهر كوفه شد ، و سرانجام اميرمؤمنا عليه السلام را در 19 رمضان سال 40 هجرى مورد ضربت خود قرار داد .
ابن ملجم پس از ضربت زدن به امام عليه السلام پا به فرار گذاشت ، امّا با تلاش برخى از ياران امام دستگير و به حضور امام عليه السلام آورده شد ، اميرمؤمنا عليه السلام در آن لحظه فرمود :
اگر من از دنيا رفتم همانگونه كه او مرا كشت او را به قتل برسانيد ، و اگر از اين ضربت سالم ماندم رأى خود را خواهم داد . آنگاه حضرت فرمود :
اطعِمُوهُ وَاسْقُوهُ وَاحْسِنُو اسارَهُ . « 1 »
« به او ( ابنملجم ) خوراك و آشاميدنى بدهيد و با اسير خود به نيكى رفتار كنيد . »
داستان انتخاب على عليه السلام
يك سال در مكه قحطى بزرگى رخ داد ، در آن زمان ابوطالب پدر بزرگوار اميرمؤمنا عليه السلام و عموى رسول خدا صلى الله عليه و آله داراى عائلهء زياد و هزينهء سنگينى بود .
رسول خدا به عموى خود « عباس » كه از ثروتمندان بنى هاشم بود ، پيشنهاد كرد تا هر كدام از ما يكى از فرزندان ابوطالب را به خانهء خود ببريم و با اين كار ابوطالب را از زير فشار مشكلات زندگى نجات دهيم .
عباس عموى پيامبر موافقت كرد و هر دو نزد ابوطالب رفتند و موضوع را با او در ميان گذاشتند ، ابوطالب موافقت خود را اعلام كرد ، به دنبال اعلام موافقت ابوطالب ، عباس عموى رسول خدا صلى الله عليه و آله يكى از فرزندان او به نام « جعفر » را به خانه برد و رسول خدا صلى الله عليه و آله على عليه السلام را به سرپرستى برگزيد . پيامبر بزرگ اسلام ، پس از آنكه على عليه السلام را به خانه برد فرمود : « همان را برگزيدم كه خدا او را براى من
هامش
( 1 ) - مناقبابن شهر آشوب ، ج 3 ، ص 312 و وسائلالشيعة ، ج 29 ، ص 127 ، باب 62 ، حديث 35314 .