ام الفضل از كردهء خود پشيمان شد و در حالى كه به شدّت گريه مىكرد ، حضرت به او فرمود : گريهات براى چيست ؟ به خدا سوگند ! تو به فقرى مبتلا خواهى شد و به مرضى گرفتار كه نمىتوانى آن را مخفى كنى .
نوشتهاند : در مخفىترين اعضاى بدنش ( رَحِم ) زخمى پيدا شد و همهء اموال خود را براى درمان آن مصرف نمود ؛ امّا بيماريش بهبود نيافت و سرانجام با همين مرض از دنيا رفت . « 1 »
زبانحال حضرت
طائر عرشم ولى پر بستهام * يار دلدارم ولى دلخستهام
نالهها ماندست در چاه دلم * قاتلى دارم درون منزلم
من رضا را همچو روحى در تنم * هستى و دار و ندار او منم
گلشن صبر رضا را رونقم * صاحب اندوه و درد و مهنتم
لالهاى در گلشن مولا منم * غصه دار صورت زهرا منم
در جوانى همچو زهرا مادرم * عزم هجرت كرده روح از پيكرم
در ميان حجرهء در بستهام * بى قرارم ، داغدارم ، خستهام
آه مادر ! زود به فريادم برس * در گلويم نيست حتّى يك نفس
ظالمان آتش به جانم كردهاند * خسته جان و ناتوانم كردهاند
مرغ صبرم را به دام انداختند * پيكرم را روى بام انداختند .
هامش
( 1 ) - انوار البهيّه : ص 422 .