تجربهء تاريخ گواه اين مطلب است كه پاكان عالم با هزينه كردن اين سرمايه ، توانستند گوهر ارزشمند پاكى را به چنگ آورند و در زمرهء برجستگان قرار گيرند .
نكتهء ديگر اين است كه : دستورات الهى ، طبق قدرت انسان صادر شده است ، به اين معنا كه خداى متعال هرگز به كارى كه انسان قادر به انجام آن نباشد دستور نداده و تمام فرامين او در حيطهء قدرت آدمى است .
به همين خاطر يكى از مهمترين شرايط مكلّف ، قدرت برشمرده شده و اساسا اگر كسى قادر به انجام كارى نباشد ، مكلّف نيست .
پس كسى نمىتواند بگويد : من قدرت بر كنترل نفس و پرداخت هزينه پاك ماندن يعنى گذشت را نداشتم ؛ چرا كه اين گذشت طبق قدرت انسان ، در دائرهء دستورات حضرت حق قرار گرفته شده است . از اين كه خداى متعال اصرار دارد كه انسان از خوشىهاى نفس و گناهان دست بكشد ، معلوم مىشود اين امر در مجموعه قدرت انسان قرار دارد و اين موجود ناشناخته قادر است از آن بگذرد .
وجود مقدّس امام صادق عليه السلام در روايتى مىفرمايد :
فَكُلُّ شَىءٍ امِرَالنّاسُ بِاخْذِهِ فَهُمْ مُتَّسِعُونَ لَه
« هر چيزى كه مردم مأمور به انجام آن شدهاند در دائره قدرت آنها قرار دارد . » « 1 » بنابر اين كسى نمىتواند با يك جمله خيال خود را راحت كند كه « من نمىتوانستم براى كسب سود عظيم پاك ماندن ، خود را حفظ كنم » چرا كه خداى متعال در پاسخ ، كسانى را معرّفى مىكند كه عيناً در شرايط محيطى مثل آنان قرار داشتند ؛ امّا پاكى خود را حفظ كردند .
در روايت آمده است كه روز قيامت خداى متعال حضرت يوسف را به رخ كسانى كه در دوران جوانى خود را حفظ نكردهاند مىكشد و مىفرمايد : فرق او با
هامش
( 1 ) - ميزان الحكمة : ج 11 ، ص 5226 .