« گوستاولوبون » فرانسوى مىنويسد : در سال 1492 ميلادى كه « فرديناند » رهبر نظامى مسيحيان اسپانيا را از اعراب گرفت . در ابتدا به اعراب در زبان و مذهب آزادى داد ؛ ولى در سال 1499 پيمانى را كه در اين باره با مسلمانا بسته بود شكست و شروع به تعدّى و آزار آنها نمود و بالاخره موفّق به ريشه كن كردن آنها شد .
مسيحيان اوّل مسلمانان را وادار به پذيرفتن دين مسيح كردند ، سپس محكمههاى تفتيش تشكيل دادند و به بهانهء اين كه اينها واقعا به دين مسيح در نيامدهاند ، دستور سوزاندن اين مسيحيان تازه وارد را دادند .
البتّه اين كار به تدريج صورت مىگرفت ؛ زيرا آنها نمىتوانستند چندين ميليون عرب و مسلمان را يكباره بسوزانند ، از اين رو كشيش بزرگ « طليطله » يكى از شهرهاى اسپانيا ، كه در ضمن رئيس محكمههاى تفتيش نيز بود ، دستور داد : تمام عربهائى كه دين مسيح را نپذيرفتهاند ، از پيرو جوان ، زن و مرد ، كوچك و بزرگ همه را گردن بزنند .
راهب دومنيكى « بليدا » به اين هم اكتفا نكرد و دستور داد هر چه عرب هستند حتّى آنهايى كه مسيحى شدهاند و از روى صداقت به دين مسيح در آمده بودند را بكشند .
مسلمانان كه با اين دستور ناچار به ترك اسپانيا شدند ، بر سر راه بيشترشان كشته شدند . بليداى راهب كه نتوانسته خوشحالى خود را مكتوم كند در نوشتهاش مىنويسد : سه چهارم مهاجران در راه مهاجرت كشته شدند . او همان كسى است كه از يك كاروان 140 هزار نفرى بر سر راه آفريقا 100 هزار نفرشان را كشته است . طبق نقل مورّخان بيش از سه ميليون نفر از مسلمانان را كشتند . « 1 »
هامش
( 1 ) - كيفر گناه ، آثار و عواقب آن ، محلاتى ، ص 174 .