نمونه ديگر
« ابوبصير » كه يكى از برجستهترين اصحاب امام باقر عليه السلام است مىگويد : در كوفه به يكى از بانوان قرائت قرآن را تعليم مىدادم ، روزى با وى شوخى لفظى كردم ، هنگامى كه با امام باقر عليه السلام ملاقات كردم آن حضرت مرا سرزنش كرد و فرمود : كسى كه در جاى خلوتى قرار مىگيرد گناه نمىكند ، اگر گناه كرد خداى متعال نظر رحمتش را از او بر مىگرداند ، آن چه سخنى بود كه با آن زن گفتى ؟ ! !
ابوبصير مىگويد : از شدت شرم سرافكنده شدم و توبه كردم ، حضرت به من فرمود : مراقب باش كه ديگر تكرار نكنى و با زنان نا محرم شوخى ننمايى . « 1 »
تسليم رضاى حق
گروهى از اصحاب امام باقر عليه السلام در محضر حضرت بودند ، ديدند كه حضرت به علّت بيمارى يكى از كودكانش آرام و قرار ندارد . آنان با خود مىگفتند اگر خداى ناكرده كودك از دنيا برود حال امام منقلب مىشود .
در اين فكر بودند كه ناگهان حضرت وارد شد و آنان ديدند كه ايشان شاد و خوشحال است ، خيال كردند كودك از بيمارى نجات پيدا كرده است ، از اين روى از حضرت سؤال كردند كه آيا فرزندتان بهبودى يافت ؟ حضرت فرمود : از دنيا رفت .
ياران با كمال تعجب پرسيدند : ما خيال مىكرديم اگر فرزندتان از دنيا برود حال شما منقلب مىشود ، حضرت فرمود :
انّا لَنُحِبُّ ان نُعافى فِيمَن نُحِبُّ ، فَاذا جاءَ امرُ اللهِ سَلَّمْنا فِيما يُحِبُّ .
« ما دوست داريم كه در مورد دوستانمان در عافيت باشيم ، ولى وقتى قضاى الهى فرا رسيد ، آنچه را خدا دوست دارد همان را مىپسنديم و
هامش
( 1 ) - بحارالانوار : ج 46 ، ص 247 .