در حديث قدسى آمده است : انسان با رابطهاى كه ميان خود و خدا مىتواند برقرار كند ، مظهرى از صفات حضرت حق در او جلوه مىكند :
عَبْدِى اطِعْنِى اجْعَلُكَ مِثْلى انَا حىٌّ لاامُوُتُ اجْعَلُكَ حيّاً لاتَمُوتُ انَا غَنِىٌّ لاافْتَقِرُ اجْعَلُكَ غَنيّاً لاتَفْتَقِرُ انَا مَهْما أشاءُ يَكُونُ اجْعَلُكَ مَهْما تَشاءُ يَكُونُ . « 1 »
« بنده من ، مرا اطاعت كن تا تو را مثل و مانند خود قرار دهم من زنده و جاويد هستم و نمىميرم تو را هم زنده و جاويد قرار مىدهم كه نميرى من بىنياز هستم و هيچ گاه نيازمند نمىشوم ، تو را نيز بىنياز مىكنم كه نيازمند نشوى من هر چه بخواهم و اراده كنم همان شود تو را نيز آنگونه قرار دهم كه هر چه بخواهى و اراده كنى همان شود . »
با توجه به مطالب فوق ، وجود مقدّسهء حضرت زينب عليها السلام در عبادت و بندگى سر آمد زنان دوران خود بود و كسى در اين مرحله به پاى او نمىرسيد .
در روايتى آمده است كه امام سجّاد فرمود :
انَّ عَمَّتِىَ كانَتْ تُؤَدى صَلَواتَها مِنَ الْفرائِضِ و النَّوافِلِ عِنْدَ مَسِيْرِنا مِنَ الْكُوفَةِ الَى الشّامِ
« عمّهء من در مسير ما از كوفه تا شام ، نمازهاى واجب و مستحب خود را اداء كرد . »
بيشتر مردم به محض آن كه با مشكلى روبرو شوند ، دچار غفلت شده و از عبادات خود باز مىمانند ، به عبارت ديگر بروز حوادث و بلاهاى پيشى نشده چنان روح و روانشان را در منگنهء سختى قرار مىدهد كه آنان خواسته يا ناخواسته از عبادت خدا دست بر مىدارند .
امّا وجود نازنين حضرت زينب كبرى عليها السلام با اين كه در حادثهء عاشورا ، در كمتر از
هامش
( 1 ) - الجواهر السنية فى الاحاديث القدسية ، ص 361 .