جز مردارى بيش نيستند .
فَالصُّورَةُ صُورَةُ إِنْسَانٍ وَ الْقَلْبُ قَلْبُ حَيَوَانٍ لا يَعْرِفُ بَابَ الْهُدَى فَيَتَّبِعَهُ وَ لا بَابَ الْعَمَى فَيَصُدَّ عَنْهُ وَ ذَلِكَ مَيِّتُ الْأَحْيَاءِ « 1 »
« چهرهء ظاهرى آنان چهرهء انسان و قلبش قلب حيوان درنده است ، راه هدايت زا نمىشناسد كه از آن سو برود و راه خطا و باطل را نمىداند كه از آن بپرهيزد ، پس مردهاى است در ميان زندگان . »
زندگى و حيات در نگاه بيشتر مردم به حركت قلب ، دستگاه تنفس و فعاليّت مغز است ، اينان فكر مىكنند مرده كسى است كه دچار ايست قلبى شود و يا مغزش از فعاليّت باز ماند ؛ امّا در نگاه دين و قرآن كريم ، زندگى و حيات تفسير ديگرى دارد ؛ چرا كه بسيارى از انسانها در ظاهر از قواى جسمانى سالمى برخوردارند ؛ امّا از نظر روحى مردار متحرّكى بيش نيستند .
نكتهء مهم اين است كه تنها راه دست يا بى به اين حيات واقعى ، ايجاد پيوند و ارتباط مقدّس ى است ميان خود و اهل بيت عليهم السلام . هر كس چنين پيوندى را بر قرار كرد به حقيقت زندگى دست پيدا مىكند و آن كس كه از ارتباط و پيوند با آن بزرگواران غفلت كرد ، بهرهاى از حيات حقيقى نخواهد داشت .
يا ايُّهَا الَّذِيْنَ آمَنُوا اسْتَجِيْبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ اذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيْكُمْ . « 2 » « اى كسانى كه ايمان آوردهايد ! دستورات خدا و رسولش را اجابت كنيد ، وقتى شما را به چيزى دعوت مىكنند ، تا زنده شويد . »
پس معصومان عليهم السلام به انسان حيات مىبخشند و درست شبيه پدران و مادرانى كه آدمى را متولّد مىكنند ، آن بزرگواران نيز انسان را از عالم تاريكى در عالم نور و از نيستى در هستى متولّد مىكنند .
نكتهء ديگرى كه نشانگر عظمت و برترى پدران حقيقى امّت ، يعنى اهل بيت عليهم السلام است اين است كه انسان پس از مرگ و عبور از پل دنيا به جهان آخرت ، تمام نسبتها
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه : خطبهء 87 .
( 2 ) - انفال ، آيهء 24 .