آن تازيانه بر بازوانش بود . « 1 »
مرثيه
اى مسيح قلب بيمار على * چارهاى كن چارهء كار على
طاقت از كف دادهام از جاى خيز * من زپا افتادهام از جاى خيز
اى كه با من بستهاى لب در كلام * پلك بر هم مىزنى جاى سلام
اى نگاهت جنّت الاعلا ببين * بى فروغت خورد حيدر بر زمين
گرچه در مردم غريبم ، باك نيست * طعنهها گشته نصيبم باك نيست
تا تو را دارم دلم بى واهمست * دلخوشى من فقط يك فاطمست
اى پناه من دلم بى تاب شد * پس بزن معجر كه قلبم آب شد
دلخوشى من چرا ناخوش شدى * با شرار آه حيدر كش شدى
مىشوى هر روز بيش از پيش آب * درد پهلو برده از چشم تو خواب
وصيّت و مراسم دفن حضرت زهرا عليها السلام
حضرت زهرا عليها السلام خطاب به اميرمؤمنا عليه السلام وصيّت كرد « مرا شبانه حنوط كن و غسل بده و كفن نما و شبانه بر من نماز بخوان و مرا به خاك بسپار و به هيچ كس خبر نده ؛ زيرا دوست ندارم كسانى كه در حق من ظلم كردهاند و از آنها ناراضى هستم در تشييع جنازهام شركت كنند . » « 2 » دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله وصيّت فوق را چندين بار شفاهاً به اميرمؤمنا عليه السلام فرمود ، بعلاوه هنگامى كه آن حضرت بالاى بستر زهرا عليها السلام قرار گرفت و جامهاى كه روى
هامش
( 1 ) - بيتالاحزان ، شيخ عبّاس قمى ، ترجمهء اشتهاردى ، ص 143 .
( 2 ) - بيتالاحزان ، ترجمهء اشتهاردى ، ص 250 .