مرحلهء سوم . برهان : اگر مقدمتين صادق باشند بايد عكس كبرى نيز صادق باشد و كبرى چون موجبهء جزئيه است عكس مستوى آن نيز موجبهء جزئيه است و عكس مستوى « بعض الانسان ابيض » مىشود : « بعض الابيض انسان » ، سپس عكس ترتيب انجام داده و عكس كبرى را صغرى ، و خود صغرى را كبرى قرار داده و مىگوييم :
« بعض الابيض انسان » ، و « كل انسان حيوان » ، از اين دو قضيه يك ضرب ثالث از شكل اول درست مىشود و يك موجبهء جزئيه را نتيجه مىدهد ، كه « فبعض الابيض حيوان » باشد . سپس اين نتيجه را به عكس مستوى ، عكس مىكنيم به يك موجبهء جزئيه ديگر يعنى : « بعض الحيوان ابيض » ، و هذا هو المطلوب ، زيرا كه نتيجهء شكل ثالث هم همين بود و ما اين نتيجه را از شكل اول گرفتيم و اين دليل بر انتاج شكل ثالث است .
ضرب پنجم . صغرى موجبهء كليه ، كبرى سالبهء جزئيه ، نتيجه سالبهء جزئيه است .
مثال : « كل حيوان حساس » ، و « بعض الحيوان ليس به انسان » ، « فبعض الحساس ليس به انسان » .
برهان : در اين ضرب از برهان عكس صغرى نمىتوان استفاده كرد ، زيرا كبرى ، قضيهء جزئيه است و اگر صغرى را هم به عكس مستوى ، عكس كنيم يك قضيهء جزئيه خواهد شد كه از دو جزئيه قياس منتج تشكيل نمىشود . از برهان عكس كبرى نيز نمىتوانيم كمك بگيريم ، زيرا كبرى سالبهء جزئيه است و سالبهء جزئيه عكس مستوى ندارد به ناچار از طريق برهان خلف به نتيجه مىرسيم .
برهان خلف سه مرحله دارد :
مرحلهء اوّل يا مفروض ، صدق صغرى و كبراى شكل سوم است .
مرحلهء دوم يا مدّعا ، صدق نتيجهء مقدمتين مذكور است .
مرحلهء سوم يا برهان : اگر نتيجه صادق نباشد ، لازمهاش آن است كه نقيض نتيجه صادق باشد چون ارتفاع نقيضين محال است سپس نقيض نتيجه را به دليل كليّت آن كبرى ، و صغراى شكل ثالث را به دليل موجبه بودن آن ، صغرى قرار مىدهيم و شكل اول درست مىشود ، از شكل اوّل نتيجهاى مىگيريم كه با كبراى شكل ثالث منافات دارد منشأ اين تنافى ، يا صغراى قياس اول است يا كبراى آن يا نتيجهء آن يا شكل قياس دوم و يا نقيض نتيجهء قياس اول است ، چهار احتمال اوّل منشأ بطلان نيست ( به بيانى كه در ضرب چهارم شكل دوم گذشت ) ، پس معلوم مىشود منشأ محال و بطلان ، نقيض
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 74
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٧٤