در مرحلهء چهارم فرمود :
فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ
« 1 »
ولى در هر چهار مرحله آنان ناتوان مانده و ناچار شدند از اعتراف به صداقت و صدق نبى اكرم در اين مقال . مثلا شخص صنعتگر يا پزشكى وسيلهاى اختراع كرده كه آن را انكار مىكنند ، وى مىگويد : من اين را ساختهام شما اگر مدعى و مرد ميدان عمل هستيد مثل آن را بسازيد و گرنه بايد اعتراف كنيد كه من برترم و در برابر گفتار من خضوع كنيد .
11 . فرق خطابه و جدل
ميان اين دو صنعت ، مشتركات بسيارى وجود دارد كه سبب خلط آن دو مىشود لذا براى اجتناب از خلط مبحث ، فروقى را كه ميان اين دو صنعت وجود دارد بيان مىكنيم . اين بحث را در دو مقام قرار مىدهيم :
الف ؛ ما به الاشتراكها ؛ جدل و خطابه در سه جهت عمده مشترك هستند :
1 . در موضوع ؛ موضوع هركدام از جدل و خطابه وسيع بوده و منحصر به علمى يا مسأله نيست . همانطورى كه در باب جدل گفتيم : اين دو صنعت در جميع علوم و فنون ، سودمندند ، اعمّ از علوم عقلى و مسائل فلسفى ، علوم دينى و مسايل شرعى و يا علوم و دانشهاى اجتماعى ، خلاصه در كليّه دانشهاى عقلى و نقلى ، اعتبارى و حقيقى ، فنون و صنايع ، جدل و خطابه قابل جريان هستند . آنچه در باب جدل مستثنى بود و جدل در آنها جارى نيست در باب خطابه نيز مستثنى است ( در باب جدل بيان شد ) .
2 . در غايت ؛ نتيجهء مجادله غلبه يك طرف بر ديگرى است ، نتيجهء خطابه نيز غلبه است .
3 . مبادى تصديقى استدلالى جدلى را مشهورات و مسلّمات تشكيل مىداد ، مبادى تصديقى استدلالى خطابى را مشهورات ، مظنونات و مقبولات تشكيل مىدهد ، پس در بخش مشهورات في الجمله با يكديگر اشتراك دارند .
ب . ما به الامتيازها ؛ در همان سه جهت مذكور كه مشترك بودند در همانها از يكديگر جدا مىشوند .
هامش
( 1 ) . سوره طور / 34 .