هيچ راه فرارى نداشت و ناچار شد به فلان قضيّهء مشهوره اعتراف كند ، تنها راه باقيمانده اين است كه در ملازمهء ما بين آن قضيّهء مشهوره با وضع خويش ، مناقشه كند و بگويد :
لازمهء قبول اين مطلب ، اين نيست و منافاتى ميان اين مشهوره با رأى و وضع من نيست زيرا كه اين مشهوره را با فلان قيدوشرط قبول داريم و با اين قيد بر بحث ما ، منطبق نمىشود ، مطلب من صغراى آن كبراى كلّى نيست پس اين اعتراف ضررى به حال من ندارد و . . .
كليّهء مراحل پنجگانه بسيار دقيق است و بهويژه مرحلهء اخير كه سخت ، دشوار و نيازمند علم ، آگاهى و هوشيارى فوق العاده شخص مجيب است .
3 . تعليمات مشتركه
در بخش سوم كه پايان بخش مطالب جدل نيز مىباشد به بيان يك سلسله سفارشات به طرفين بحث مىپردازيم ، اعمّ از مجيب و سائل .
و آنها مجموعا يازده توصيه مىباشد :
1 . مهارت در سه امر ذيل :
الف . با استفاده از قواعد مذكور در تقابل تناقض و تضادّ بتواندن از هر قياسى چهار قياس تشكيل دهد . مثلا : اگر اين عدد زوج باشد پس فرد نيست و لكن فرد است پس زوج نيست ، اگر فرد باشد پس زوج نيست و . . .
ب . بتواند عكس مستوى ، عكس نقيض ، نقض محمول و نقض موضوع يك قضيّه را استخراج كند تا بدينوسيله قادر باشد بر ايراد حجج متعدّده بر مطلوبش ( اگر مجيب است ) يا ابطال مطلوب خصم ( اگر سائل است ) .
ج . براى اثبات هر مطلبى بتواندن مقدّمات فراوان مشهوره از مواضع و قواعد كلّى مختلف استنباط و استخراج كند تا راحتتر در بحث شركت كند .
2 . مجادل بايد انسانى زبانباز و فردى منطقى باشد كه بتواند منظّم و منسجم بحث كند ، رشته سخن را نگسلد تا بتواند توجّه حاضرين را به خود جلب كند ، انظار و افكار آنان را با خود همراه سازد و اعجاب آنها را نسبت به بحث و گفتگوى خويش با خصم برانگيزد و در سخن گفتن مهارتى از خود نشان دهد كه مايهء تقدير و سپاسگذارى همگان شود .
3 . تا جايى كه ممكن است كلماتى ارزشمند و جملات بزرگ ، زيبا و دهانپركن