حمل در يك تقسيم دو قسم مىشود :
الف . حمل اوّلى ذاتى
ب . حمل شايع صناعى
حمل اوّلى ذاتى منحصر است به حمل الذات على الذات مثل « الانسان انسان » و حمل تمام ذاتيات شيىء يعنى حدّ تامّ آن بر شيىء مثل « الانسان حيوان ناطق » .
و حمل شايع صناعى مربوط به حمل بعض ذاتيات بر ذات است . مثلا حمل جنس تنها « الانسان حيوان » و حمل فصل تنها « الانسان ناطق » و حمل امورى كه خارج از ذات و از عوارض عامّه و خاصّه هستند مثل « الانسان كاتب ، ماش . . . »
( تفصيل اين مطلب نيز در باب كلّى و در بيان اقسام حمل گفته آمد ) .
5 . ذاتى در باب علل و اسباب كه در مقابل اتّفاقى به كار مىرود . برخى از امور اتّفاقى و تصادفى يعنى علّت خاصّ در واقع دارند ولى نسبت به فلان امر اتّفاقى هستند و برخى از امور ذاتى هستند يعنى داراى علّت هستند و بديهى است كه معلول نسبت به علّت هميشگى است و از ذات آن مىجوشد چند مثال براى ذاتى :
الف . آتش شعلهور شد پس هيزم سوخت كه اشتعال آتش علّت احتراق هيزم است .
ب . برق در آسمان درخشيد پس صداى غرّش رعد برخاست كه برق آسمان علّت غرّش رعد است .
چند مثال براى اتّفاقى :
الف . در باز شد پس آسمان برق زد و درخشش برق در آن ديده شد كه ميان گشودن در و برق آسمان رابطهء علّى و معلولى نيست و اتّفاقا چنين شده است .
ب . فلانى بر من نگاه كرد پس هيزم من سوخت كه مياننظر فلان و آتش گرفتن هيزم رابطهاى نيست .
ج . فلانى به من رشگ برد پس من مريض شدم كه باز هم ميان حسادت او و مريضى من رابطهاى در كار نيست .
نتيجه : پس از اينكه اصطلاحات گوناگون ذاتى را دانستيم مىگوييم : مراد از ذاتى باب برهان به معناى اعّم از ذاتى باب ايساغوجى ( اصطلاح اوّل ) و ذاتى در مقابل غريب ( اصطلاح دوم ) است . يعنى ذاتى در اينجا اعّم است از ذاتيات و اجناس و فصول و يا
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 325
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٢٥