جلد دوم
باب پنجم مباحث حجت
باب دوم از ابواب مباحث تصديقات و باب پنجم از ابواب ششگانه كتاب المنطق باب مباحث حجّت يا استدلال است . در رابطه با حجت از دو زاويه بحث مىشود :
1 . از حيث هيئت و شكل استدلال ، كه آيا به شكل قياس اقترانى باشد يا استثنايى ؟
استثنايى اتصالى يا انفصالى ؟ اقترانى حملى يا شرطى ؟ شكل اول يا دوم يا سوم يا چهارم ؟
شرايط و احكام هر شكلى از اشكال استدلال چيست ؟ خلاصه در اين بخش تنها از لحاظ شكل استدلال بحث مىشود ، اما اينكه مواد و مقدمات آن يقينى هستند يا خطابى و . . .
مورد بحث نيست . اين باب پنجم به اين منظور تدوين و به رشته تحويل درآمده است كه به تفصيل احكام هيئت استدلال را بازگو كند .
2 . از حيث ماده و مقدمات استدلال ، كه صغرى و كبرى بايد برهانى و يقينآور باشد ؟ در كدام استدلال از مقدمات جدلى هم مىتوان استفاده كرد ؟ و . . . كه باب ششم ( باب صناعت خمس ) در رابطه با استدلال از اين زاويه گفتگو مىكند .
در حقيقت مىتوان استدلال را به يك ساختمانى تشبيه كرد كه داراى علل چهارگانه زير است :
1 . علت فاعلى ساختمان مهندس ، معمار و بنا است كه آن را مىسازد و علت فاعلى استدلال هم شخص مستدل ، مبرهن و مفكر است .
2 . علت غايى ساختمان سكونت و استفادههاى مناسب از آن است كه در مقام تصور از همه علل جلوتر و در تحصل و تحقّق از همه عقبتر است و علت غايى استدلال ، غلبه بر خصم ، مجاب ساختن و قانع كردن او و اثبات يك واقعيت نفس الامرى است .
3 . علت مادى ساختمان خارجى مصالح مناسبى است كه در آن به كار رفته از قبيل :
آجر ، سيمان ، آهن ، گچ ، و علت مادى ساختمان ذهنى ( استدلال ) هم مقدمات هستند ، يعنى صغريات ، كبريات يا مبادى تصديقيه ، قريبه و بعيده ، بديهه يا نظريه كه در باب ششم مطرح است .
4 . علت صورى ساختمان خارجى هيئت ، صورت و شكل خارجى است كه بالفعل در خارج مىبينيم ( مثلا شكل ظاهرى يك مسجد ) ، علت صورى استدلال هم همان شكل معيّنى است كه مستدل از آن استفاده كرده و مثلا به صورت قياس اقترانى حملى شكل اول آن را بنا كرده است . ( باب پنجم كه فعلا موضوع بحث ما است به همين