اجتماع نقيضين غير از اجتماع ضدين است ؛
اجتماع نقيضين محال است ، اجتماع ضدين محال است ؛
شريك البارى ممتنع الوجود است ؛ دور باطل است و . . .
درحالىكه تمامى اينها به حكم برهان يا بداهت عقلى ، در خارج ممتنع الوجود هستند .
از طرف دوم : هر قضيهء موجبهء صادقه ، بايد موضوعش « موجود » باشد ( بر خلاف سالبه كه گاهى به انتفاء محمول صادق است مثل : « زيد ليس بقائم » و گاهى به انتفاء موضوع مثل : « ابن اللّه ليس بعالم » و علّت مطلب قاعدهء معروف « فرعيت » است كه در تمرين پنجم عنوان خواهد شد كه بدون وجود موضوع ، وجود محمول براى آن ممكن نيست .
از سوى سوم : اين موضوعات وجود خارجى ندارند .
از ناحيهء چهارم : وجود به حكم « حصر عقلى » يا خارجى است يا ذهنى ، پس معلوم مىشود ظرف وجود موضوع اين قضايا ، ذهن است و نه غير آن .
حال هدف از اين تمرين آن است كه مشخص كنيد : اين مقدمات و استدلال چگونه با موازين و معيارهاى منطقى منطبق مىشود ؟ و از چه نوع قياسى است ؟ و آيا قياس بسيط است يا مركب ؟ ضمنا شما را راهنمايى مىكنيم كه : كلمهء « و لما لم يكن . . . » يك قياس استثنايى است .
حلّ تمرين . در واقع اين استدلال يك قياس مركب است كه از دو قياس تشكيل يافته و قياس اول از نوع اقترانى حملى شكل اول و قياس دوم از نوع استثنايى انفصالى است كه با استثناء نقيض يك طرف ، عين طرف ديگر اثبات مىشود .
امّا تنظيم قياس اول :
« قضاياى مذكور ، قضيهء موجبه هستند » صغرى
و « هر قضيهء موجبهاى مستدعى وجود موضوع است » كبرى
« پس اين قضايا مستدعى وجود موضوع هستند » نتيجه
قياس دوّم : « وجود موضوع براى آنها يا در ذهن است يا در خارج » صغرى
« لكن در خارج نيست » كبرى
« پس در ذهن است » نتيجه
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 199
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٩٩