2 . براى مغالطه : يعنى در واقع كبراى كلى ، كذب است ولى براى سرپوش گذاشتن روى آن و پنهان كردن كذبش حذف مىكنند ، مانند :
« فلان يطوف بالليل ، فهو متلصّص » ، كه كبراى كلى اين است : « و كل من يطوف بالليل متلصّص » ، يعنى « فلانى شبگرد است و هرشبگردى دزد است پس فلانى دزد است » كه كبراى كلّى محذوف ، كذب است چون ممكن است شخصى شبگرد باشد ولى دزد نباشد ، بلكه پليس باشد و . . . پس از آشنايى با تعريف قياس مضمر و ضمير ، چند مثال مىآوريم :
1 . آنجا كه كبراى كلّى حذف شده باشد و ضمنا نتيجه هم ، مقدم بر صغرى آمده باشد مانند : « اين شخص انسان است ، زيرا ناطق است » .
در اصل چنين بوده : « اين شخص ناطق است ، و هر ناطق و مفكّرى انسان است ؛ پس اين شخص انسان است » .
2 . آنجا كه صغراى استدلال حذف شده و ضمنا نتيجه مقدم بر كبرى باشد : « اين شخص انسان است ، زيرا هر ناطقى انسان است » .
در اصل چنين بوده : « اين شخص ناطق است ، و هر ناطقى انسان است ؛ پس اين شخص انسان است .
3 . آنجا كه صغرى و كبرى به ترتيب خاص خود آمده باشد ولى نتيجه حذف شده باشد : « اين شخص ناطق است ، زيرا هر ناطقى انسان است » .
در اصل بوده : « هذا ناطق و كل ناطق انسان ؛ فهذا انسان » ، كه اين نتيجه به علت وضوح ، نيازى به ذكر ندارد . شما مىتوانيد مثالهاى متعدد ديگرى هم بياوريد .
قوله : كسب المقدمات بالتحليل طريقهء اكتساب مجهولات تصديقيه :
دانشمندان منطقى معمولا در خاتمه كتابهاى منطقى انحاء و شيوههاى مختلف تعليم و تعلّم را بيان مىكنند كه در خاتمهء حاشيهء مولى عبد اللّه در امر ثامن از رؤوس ثمانيه اين مطلب بازگو شده و چهار طريقه را مىآورند كه عبارتند از :
1 . روش تقسيم و تركيب 2 . روش تجزيه و تحليل 3 . روش تحديد ( مخصوص باب تصورات ) 4 . روش برهان .
با حفظ اين مقدّمه مىگوييم : بحث در اين است كه وقتى ما به يك مجهول
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 160
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٦٠