3 . از نفى اعم ، نفى اخص لازم مىآيد ؛
4 . از اثبات اعم ، اثبات اخص لازم نمىآيد ؛
احكام قياس استثنايى انفصالى
از آنجا كه قضيهء منفصله سه قسم مىشود :
1 . حقيقيه 2 . مانعة الجمع 3 . مانعة الخلّو
پس قياس استثنايى انفصالى هم ، سه صورت پيدا مىكند :
1 . آنجا كه صغراى قياس منفصلهء حقيقيه باشد ؛
2 . آنجا كه صغرى ، مانعة الجمع باشد ؛
3 . آنجا كه صغرى ، مانعة الخلّو باشد .
صورت اوّل : اگر صغرى ، منفصلهء حقيقيه باشد هريك از چهار احتمال مذكور ، منتج خواهد بود يعنى وضع مقدم ، رفع تالى و رفع تالى ، وضع مقدم و رفع مقدم ، وضع تالى و وضع تالى ، رفع مقدم را نتيجه مىدهد و علت آن است كه در منفصلهء حقيقيه ، اجتماع و ارتفاع دو طرف قضيه محال است در نتيجه هركدام متحقق و اثبات شد ديگرى حتما بايد منتفى و سلب شود و هريك سلب شد ديگرى حتما اثبات مىشود .
مثال : « امّا ان يكون هذا العدد زوجا او فردا »
1 . « لكنّه زوج » ، « فهو ليس بفرد »
2 . « لكنه فرد » ، « فهو ليس بزوج »
3 . « لكنه ليس بزوج » ، « فهو فرد »
4 . « لكنه ليس بفرد » ، « فهو زوج »
صورت دوّم : اگر صغرى ، منفصلهء مانعة الجمع باشد ، دو احتمال از چهار احتمال منتج است و دو احتمال ديگر منتج نيست ؛ امّا دو احتمال منتج :
1 . وضع مقدم ، رفع تالى را نتيجه مىدهد .
2 . وضع تالى رفع مقدم را نتيجه مىدهد .
و اما دو احتمامل عقيم :
1 . رفع مقدم ، وضع تالى را نتيجه نمىدهد .
2 . رفع تالى هم وضع مقدم را نتيجه نمىدهد .