و يا قابل شناخت نيست .
2 . اشراقيّون برآنند كه تنها راه صحيح براى آشنايى با حقايق ، تزكيه و تهذيب نفس است كه انسان بايد خود را از هواها و هوسهاى نفسانيه و نيز از عالم تخيّلات و اوهام برهاند و به عالم عقل بار يابد و از شهوات مادّى و دنيوى بپرهيزد تا قلب او بسان آئينهاى صيقلى و صاف باشد كه هيچگونه غبارى بر روى آن نيست آنگاه نور حقيقت در قلب انسان مىتابد و واقعيات را وجدان مىكند و مىيابد ، كه به مراتب از علم حصولى قوىتر است .
3 . عقليون برآنند كه تنها راه شناخت حقايق ، طريق عقل است . طريق حس چون خطا فراوان دارد به درد نمىخورد و با پاى عقل و انديشه بايد حركت كرد .
4 . در منطق ارسطو و پيروان او هم حس و تجربه و استقراء ارزش دارد و هم قياسات عقليّه معتبر هستند . اصولا كار منطق صورى ، تعليم شيوههاى صحيح استدلال كردن است .
5 . در مكتب اسلام براى شناخت حقايق هم حسّ و تجربه و هم عقل و هم تهذيب نفس همه و همه دخالت دارند و در آيات و روايات فراوان به اين امور اشاره شده است .
بنابراين اساس منطق ارسطويى بر عقل و استدلالات عقلى متّكى بوده و از راه تجربه و حسّ هم به قواعد كلى رسيده و نتيجه مىگيرد . و اگر روش عقلى را مردود بدانيم اساس منطق صورى منهدم مىشود . بنابراين لازم است با كار عقل و عمليّات عقلى در راه كشف مجهولات تصوّرى و تصديقى كه همان فكر و انديشه است آشنا شويم :
براى فكر تعريفات گوناگونى شده كه همهء آنها به يك حقيقت اشاره دارد . در شرح شمسيه مىخوانيم :
« الفكر : ترتيب امور معلومة لتحصيل امر مجهول » .
در متن حاشيه ملا عبد اللّه از ملا سعد الدين تفتازانى مىخوانيم :
« الفكر : ملاحظة المعقول لتحصيل المجهول » .
در منظومهء مرحوم حاج ملا هادى سبزوارى مىخوانيم :
« الفكر حركة الى المبادى * و من مبادّى الى المراد