« فخلق اللّه للحيوانات الكاملة كالفرس و غيره قوة يدرك بها معنى جزئيا لا تدخل تحت حس و لا تخيل و تلك القوة هي الواهمة فان الفرس مثلا يحذر من الاسد اذا راه اوّلا من غيران يتاذى به فلا يكون حذره موقوفا على ان يحس به مرة و . . .
يتأذى به و كذا الشاة يرى الذئب اوّلا فيحذره و يرى الجمل و البقر و هما اعظم منه شكلا و اهول صورة فلا يحذر هما » . « 1 »
و نيز فرموده :
« كالعداوة الّتي يدركها الشاة من الذئب و المحبة الّتي تدركها السخله ( برّه گوسفند ) من امّها » . « 2 »
ويژگى علم وهمى آن است كه نه داراى مادّه است و نه مقدار ، ولى جزيى است .
تا اينجا حيوانات ديگر با انسان در ادراك شريك بوده و از معلومات حسّى و خيالى و وهمى ، همگان سهمى و حظى داشتند . ادراكات حيوان به همينجا پايان مىپذيرد و بيش از آن ادراكى ندارد ، ولى ادراك انسان در اينجا متوقف نشده و قدم برترى دارد .
4 . علم و ادراك عقلى : از مراحل مشتركهء پيشين كه بگذريم ، انسان داراى يك مرتبه اختصاصى است كه هيچ يك از حيوانات در آن مرحله حضور نداشته و با انسان شريك نيست و آن مرحله ، قوّه عقل و فكر است كه ويژگيهاى آن ذيلا بيان مىشود :
الف : حدومرزى براى ادراكات عقلى نيست و به جايى منتهى نمىشود ، بلكه هر مرتبهاى ، بالاتر از آن مرحلهاى وجود دارد و بشر توان رسيدن به آن را دارد .
در اينباره قرآن مىفرمايد :
قُلِ انْظُرُوا ما ذا فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
« 3 » يعنى طائر بلندپرواز انديشه خود را تا بلنداى آسمانها و ژرفاى زمين و در سطح عالم آفرينش با همهء وسعت و عرض و طول و عمقش به پرواز درآوريد و به هيچ مرحلهاى قانع نباشيد ، ولى بشر هنوز اندر خم يك كوچه است و در آغاز راه است و به اعتراف دانشمندان ، معلومات ما در برابر مجهولاتمان بسان قطرهاى در برابر اقيانوسى بيكرانه است .
هامش
( 1 ) . اسفار ، ج 8 ، ص 158 .
( 2 ) . همان ، ص 215 .
( 3 ) . يونس / 101 .