المدخل
از ديرباز در ميان دانشمندان متداول است كه در آغاز هر علمى ، تصويرى اجمالى از مطالبى كه در آينده مطرح خواهد شد در اختيار دانشجو گذاشته و كليّاتى را بيان مىكنند تا دانشجو با بصيرت و بينايى وارد آن علم شده ، اهميّت و ارزش آن را بفهمد و به اندازهء ارزش علم ، براى آن سرمايهگذارى كرده و در راه كسب آن صرف وقت كند . پيشينيان معمولا هشت امر را بازگو مىكردند كه به عنوان رؤوس ثمانيه معروف بودند و در خاتمهء كتاب حاشيه ملّا عبد اللّه يزدى بيان شده است . دانشمندان اخير ، معمولا سه امر را كه از اهمّيّت بيشترى برخوردارند بيان مىكنند كه عبارتند از :
1 . تعريف علم موردنظر .
2 . بيان موضوع آن .
3 . بيان فائدهء علم موردنظر .
جناب مظفّر - ره - در مدخل و دالان ورودى مباحث علم منطق به اين سه مطلب پرداخته و پيرامون آنها قدرى بحث فرموده است .
1 . الحاجة إلى المنطق
نخستين مطلبى كه توجّه مصنّف را به خود جلب نموده مسئلهء نياز ما به منطق است .
سئوال : منطق چه فايدهاى دارد و كدامين مشكل بشريت را حلّ مىكند ؟ ما از منطق چه انتظارى داريم ؟ اصولا داشتن كدام انتظار از منطق ارسطوئى ، منطقى و بهجا است ؟
در جواب بايد گفت : كلمهء منطق مشتق از نطق است . مصدر ميمى يا اسم مكان باب نطق ينطق است ، كه در خاتمهء كتاب حاشيه ملا عبد اللّه بيان شده است .
نطق دو شعبه دارد :
1 . نطق ظاهرى يا تكلّم .
2 . نطق باطنى يا تفكّر و تعقّل .
انسان حيوان ناطق است به هردو معنا ؛ يعنى هم متكلّم است و هم متفكّر .
نطق ظاهرى انسان : خداوند متعال در ميان همهء جانداران عالم ( تا آنجا كه بشر مىشناسد ) تنها انسان را داراى قوّهء نطق و تكلّم آفريده و اين نيرو را در سرشت و طبيعت