جوامد از قبيل : زيد ، انسان ، حجر ، شجر و . . . كه با همين ماده و هيئت معيّن ، هركدام براى معناى خود وضع شدهاند و يك وضع بيشتر ندارند . و اين را وضع شخصى گويند . « 1 »
مشتقات از قبيل : ضرَبَ ، ضاربٌ و . . . كه از لحاظ مادهء ( ض ، ر ، ب ) در ضمن هر هيئتى كه باشد براى حدث زدن وضع شده است . و از لحاظ هيئت در ضمن هر مادهاى كه باشد براى دلالت بر ماضى يا اسم فاعل و . . . وضع شده است . « 2 »
مركبات هم دو دستهاند : 1 . مركب ناقص ؛ 2 . مركب تام
مركب ناقص آن است كه سكوت بر آن صحيح نيست مانند صفت و موصوف ، مضاف و مضافٌ اليه .
مركب تام آن است كه : يصح السكوت عليها .
و خودِ مركب تام دو قسم دارد :
1 . مركب تام انشائى ؛ كه بر انشاء و ايجاد معنا دلالت مىكند و مطابقى ندارد كه با آن بسنجيم ، و صدق و كذب آن را بهدست آوريم . مانند : إضرب زيداً .
2 . مركب تام خبرى ؛ كه بر اخبار و حكايت از چيزى دلالت مىكند .
هركدام از انشائيه و اخباريه انواع و اقسام و شعبههاى مختلفى ، از جمله : اسميه و فعليه و حمليه و شرطيه و . . . دارند كه مبسوطاً در ادبيات دربارهء آنها بحث شده است .
اقسام وضع در مركبات
با توجه به اين مقدمه ، در رابطه با مركبات سه نوع وضع قابل تصور است :
1 . وضع مفردات آنها ، مثلًا زيد ، قيام ، قائم و . . . كه هركدام ، جدا جدا معنايى دارند ؛ كما اينكه اعراب آخر هركدام هم معناى خودش را دارد ؛ يعنى رفع علامت مبتدا بودن است ، نصب دليل بر مفعول بودن و جر نشانه مضاف اليه بودن مىباشد . گفتنى است وضع اعراب ، نوعى است چون در ضمن هر لفظى و مادهاى كه باشد همان دلالت را دارد . « 3 »
2 . وضع هيئت تركيبيهء آنها ؛ ترديدى نيست كه وقتى زيد و قيام را جدا جدا مىآوريم ، هر يك معنايى دارد كه ربطى به هم ندارند . اما وقتى به صورت يك جمله و كنار هم مىآيند ، و مىگوئيم :
« زيدٌ قائمٌ » ، « بكرٌ جالسٌ » ؛ « ضرب زيدٌ عمرواً » ، « نصر بكرٌ خالداً » ، معناى جديدى پيدا مىكنند - و آن ، دلالت بر نسبتها و اضافهها و ربطهاست كه انواع و اقسام دارد .
هامش
( 1 ) . سابقاً در امر سوم يعنى مبحث استعمال وضع شخصى و نوعى را معنا كرديم .
( 2 ) . قبلًا در امر سوم گفتيم : اين دو مورد محل اختلاف است كه ، وضع نوعى دارند يا شخصى ؛ ولى از عبارت آخوند در امر ششم شخصى بودن آنها مستفاد است .
( 3 ) . البته از نظر مشهور نحويين اعرابهاى آخر كلمات ، علامت هستند و خودشان داراى معنا نمىباشند ؛ ولى از اين كلام آخوند ، معنا داشتن مستفاد است .