قد عرفت أنه لا وجه لتخصيص النزاع ببعض المشتقات الجارية على الذوات إلا أنه ربما يشكل بعدم إمكان جريانه فى اسم الزمان لأن الذات فيه و هى الزمان بنفسه ينقضى و ينصرم فكيف يمكن أن يقع النزاع فى أن الوصف الجارى عليه حقيقة فى خصوص المتلبس بالمبدإ فى الحال أو فيما يعم المتلبس به فى المضى .
مقدمه دوم : اين مقدمه دربارهء تقسيم ذوات و موصوفات مقدّمه دوم از مقدمات باب مشتق دربارهء اين است كه ذوات و موصوفات دو دستهاند :
1 . ذواتى كه از امور قارّه و ثابته بوده و تمام اجزاء آنها مجتمع در وجود هستند و داراى دو فرد مىباشند :
الف ) فرد تلبسى : فردى از ذات كه متلبس به مبدء بوده و وصف عنوانى براى آن ثابت مىباشد .
ب ) فرد انقضائى : فردى از ذات كه تلبّس و اتّصاف به مبدأ از آن منقضى شده باشد .
در هر دو صورت ذات همان ذات است و موصوف همان موصوف است . مانند زيدٌ ضاربٌ كه در هنگام اتّصاف و پس از زوال وصف ، ذات همان ذات است و زيد همان زيد است . چنين موردى قطعاً در نزاع اصولييّن در باب مشتق - كه آيا حقيقت در اعمّ است يا در خصوص ما تلبّس بالمبدأ فى الحال - داخل است .
2 . ذواتى كه از امور تدريجيّه بوده و هيچگاه اجزاء آن اجتماع در وجود ندارد ، بلكه تا جزء قبلى معدوم نشود جزء بعدى نمىآيد . مانند زمان ، حركت ، سيلان ، جريان و . . . . اينگونه از ذوات دو فرد ندارند كه يكى تلبّسى و يكى انقضائى باشد بلكه يك فرد دارند كه تلبّسى است . حال در اينگونه موارد سه وجه موجود است :
وجه اول : مشهور و مرحوم آخوند مىگويد : اين قسم نيز در محلّ نزاع داخل است و مبحث مشتقّ آن را نيز شامل مىشود . به بيانى كه در ادامه ( در « و يمكن حلّ الاشكال » ) خواهيم آورد .
وجه دوم : صاحب فصول مىگويد : نزاع ، مخصوص اسم فاعل و مانند آن است و مشتقاتى از قبيل اسم زمان و . . . از محلّ نزاع بيرون بوده و در آنها بالاتفاق بايد اعمّى شويم و بگوييم : اسم زمان حقيقت است در اعمّ از ما انقضى عنه التلبّس ؛ زيرا امروز هم با فرا رسيدن عاشورا مىگوييم هذا اليوم مقتل الحسين عليه السلام ، يا سيزده رجب كه فرا مىرسد مىگوييم : هذا اليوم مولد الوصيّ عليه السلام يا روز 27 رجب مبعثُ النبى صلى الله عليه و آله و سلم و . . . ، با اينكه هزار و چند صد سال قبل قتل و ولادت و بعثتى اتفاق افتاده است . ولى الآن هم ما اين اطلاقات را داريم . پس حقيقت در اعمّ است .
وجه سوم : بعضى به عكس كلام صاحب فصول معتقدند . صاحب فصول مدّعى شده كه اسماء الازمنة از نزاع در مشتقّ اصولى خارج است و در اينها بايد همگان اعمّى باشند . ولى اين بعض مىگويد : در اسم زمان همگان بايد اخصّى شده و بگويند اسم زمان وضع شده براى دلالت بر خصوص
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 203
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٠٣