اصل استصحاب
اصل چهارم و آخرين اصل عملى استصحاب است . مرحوم آخوند بر خلاف بحثهاى گذشته كه به هر مناسبتى فصلى منعقد مىكردند ( مثلا در اصل برائت مىفرمودند : فصل در اخبارى كه بدان استدلال شده ، فصل در حكم عقل و . . . )
تمام بحثهاى اصلى استصحاب را در يك فصل گنجانده و پس از آن وارد تنبيهات مسئله شدهاند و در اين فصل مطالبى به ترتيب مطرح است .
1 - تعريف استصحاب
استصحاب در لغت به معناى اخذ الشيء مصاحبا آمده كه در شرح رسائل مرحوم شيخ آورديم « 1 » و در اصطلاح تعريفهاى مختلفى براى آن ذكر شده است كه شيخ اعظم در رسائل بيان كردهاند و به عقيده خود مرحوم شيخ ، محكمترين و كوتاهترين تعريف اين است : ابقاء ما كان « 2 » مرحوم آخوند مىفرمايد كه اگرچه عبارات قوم و تعاريفشان در ظاهر گوناگون است ، ولى تمام آنها به يك مطلب نظر دارند و اين يك مطلب مورد اتّفاق آراء است و آن را با بياناتى توضيح مىدهند كه منظورشان همان تعريف شيخ است :
مىفرمايند كه استصحاب عبارتست از حكم نمودن شارع مقدّس به بقاء حكمى از احكام شرعيه يا موضوعى از موضوعات خارجيّه كه داراى حكم شرعى باشند و اين حكم يا موضوع مشكوك البقاء باشند ، يعنى شك در بقاء آنها داشته باشيم و در حال شك مكلّف ، شارع مقدس چنين حكمى مىنمايد . منظور از حكم به بقاء همان ابقاء در تعريف شيخ است . ولى از آنجا كه ابقاء دوگونه است
هامش
( 1 ) - شرح رسائل ، ج 5 ، ص 6 .
( 2 ) - فرائد الاصول ، ص 318 .